پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۶۱ - رجوع به حکایت عارف خانه نشین با زن خود

روزه را شبها به آب افطار کرد

شکر کرد و سجده ی جبار کرد

روز دیگر باز نامد راتبه

آمدش زان خاطبه بل عاطبه

گفتش آخر تا کی ای مرد سلیم

چون زنانی در پس پرده مقیم

خانه را بهر زنان آراستند

مرد را در کوه و صحرا خواستند

قرن فرمانشد زنان را در کتاب

مرد را سیر و همی آمد خطاب

نیستی چون زن ره بازار گیر

تنبلی بگذار و خود در کار گیر

کسب کن کاسب حبیب الله بود

طاعت بی کسب دام ره بود

زانکه نبود آدمی را چاره‌ای

از ته نانی و چارق پاره‌ای

چون ندارد مکسبی اوراد را

مایه سازد مر قماش و زاد را

سبحه بر کف گیرد و هوهو کند

لیک یاد دانه و شوشو کند

ننگ باشد ننگ ذکر روز و شب

گر نباشد شیئی لله زیر لب

خوش بود سجاده بر روی حصیر

گر نه صد دامش نهان باشد به زیر

هرکه را انبان تهی باشد ز نان

گر به مسجد رفت بگشاید دکان

باید اول ریخت در انبار فوم

خواند آنگه عنکبوت و صاد و روم

داد پاسخ شوی زن را اینچنین

کی مرا در رنج و در راحت قرین

نیست یکسان کار و بار هر کسی

مردمان را فرقها باشد بسی

گر ابوبکر است حیدر نیز هست

بوحنیفه هست جعفر نیز هست

نیک‌بختانند در محراب دین

جانشان در عرض تنشان بر زمین

مست صهبای محبت جانشان

دل تهی از یاد آب و نانشان

دانه‌ای هرگز نه در انبارشان

هم دکان خالی و هم انبانشان

آستین افشانده در ملک جهان

پا نهاده بر سر کون و مکان

تخم خود زین شوره ده برداشته

در زمین فهو حسبه کاشته

جسم و جان را خیربادی گفته باش

چون تو باشی جسم و جان هرگز مباش

گر بریزد آب و سوزد نان من

تو بمان ای روضه رضوان من

گر مرا یک حبه در انبار نیست

چون تو دارم دانه‌ام در کار نیست

گر سرم را نیست دستار و کلاه

گو نباشد فرق ما و خاک راه

رفت اگر خاک سرای من به باد

منزل جانان من معمور باد

آب عذبم گر نباشد در سبو

آب چشمم خوش بود بر یاد او

گر ندارم جامهٔ خز یا سمور

عاشق دیوانه باید لوت و عور

ای گرامی گوهر یکتای من

ای تو دنیای من و عقبای من

راحت من روح من ریحان من

جنت من جان من جانان من

چون تو هستی هیچ چیزم گو مباش

جز تو هر چیزی بود لاشیئی باش

ای سرت نازم مرا تو یار باش

جمله عالم گو مرا اغیار باش

چون مرا لطف تو کشتیبان بود

نیست غم عالم اگر توفان بود

چونکه قهر تو نخواهد سوختن

آتش نمرود گردد نسترن

پور آزر را کنی چون نیم پاک

ز آذر و نمرودیان او را چه باک

چون تو باشی لنگر کشتی نوح

آید از هر موجی او را صد فتوح

چون تو احمد را فرستی سوی غار

عنکبوتی گردد او را پرده‌دار

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۶۳ - جواب دادن مرد عارف زن خود راگفت زن را مرد عارف در جواب
  2. بخش ۶۴ - حکایت آمدن عرب شترسوار به شهر ری و سؤال اهل شهراز او و احوال کاروان آن عربآن عرب آمد به سوی شهر ری
  3. بخش ۶۵ - تتمه جواب مرد عارف زن راگو به زن آخر چه گفت آن مؤتمن
  4. بخش ۶۶ - جواب دادن زن مرد راگفت آن زن ای قرین دیرباز
  5. بخش ۶۷ - حکایت آن شکم‌پرست پرخور که از قرآن کُلوا وَ اشْرَبوا را آموخته بودآن یکی پرسید از پر خواره‌ای
  6. بخش ۶۸ - در بیان مذمت و نکوهش فلاسفهآن یکی گردیده محو فلسفه
  7. بخش ۶۹ - در بیان رفتن شیطان به در خانه ی فرعونخانه ی فرعون را شیطان شبی
  8. بخش ۷۰ - در نکوهش صوفیان این زمان و نارسا بودن افعال با اقوالشانهیچ دانی چیست صوفی مشربی
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.