پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۱۷۱ - در بیان مکالمه خدا با روح

من هم استم پهلوان ذوالحسب

من در اینجا و خلیفه در عرب

آفریننده چو جان را آفرید

با صفا و بهجت و نور و مزید

با کمال بی نیازی در طرب

خالی از اندوه و فارغ از تعب

کنگر ایوان غیبش آشیان

طعنه می زد بر زمان و بر مکان

غرق در او شش جهت از انبساط

بر ملایک خنده می زد از نشاط

کرد روزی حق به آن زینسان خطاب

من کیم ای روح پاک مستطاب

روح گفتا با دو صد غنج و دلال

تو بگو تا من کیم ای ذوالجلال

گفت بنمایم به تو تا کیستی

قدر خود دانی و دانی چیستی

پس ردیفش ساخت با انبان تن

هم فرستادش به این دارالمحن

گفت رو چندی به خود دمساز گرد

خویش را بشناس و آنگه باز گرد

آمد اینجا و هزاران درد و غم

رو به او آورده از دنبال هم

بود تا کودک نه پا بودش نه دست

نی ره رفتن نه یارای نشست

بسته در قنداقه با بند و رسن

در میان فضله خود غوطه زن

گریه ها کردی بسی در روز و شام

تا رسیدی قطره ای شیرش به کام

چونکه شد مردی و از قنداقه رست

شد اسیر روزگار چیره دست

من نمی گویم در این عالم چه دید

خود تو می دانی چه از دوران کشید

متحد شد روزگاری با بدن

یوسف و گرگند در یک پیرهن

وه چه آمد بر سرش زین اتحاد

هیچ مسکین را همان بد مباد

پای تا سر خون و چرک و گند و گوز

در نجاست غرق از پا تا به پوز

دور او بگرفته ترس و بیم و هول

صد هزاران حاجتش در حوش و حول

عجز و ذلت دامنش بر کف زده

لشکر امراض گردش صف زده

یک شکنبه پر ز سرگین در بغل

مبرزی پر فضله اش اندر کفل

گاه می خارد سروگاهی سرین

کون گهی می شوید و گاهی جبین

با شپشها گه رود اندر جوال

گاه با کیک و پشه اندر جدال

الغرض خود را در این عالم شناخت

پس علم از بهر رفتن برفراشت

از کثافتها و از آلام تن

شد خلاص آن روح پاک ممتحن

باز فرمودش خدا از امتحان

من انا یا روح اجبنی بالعیان

با هزاران عجز و بیم و انکسار

گفت روح خاکسار شرمسار

انت رب الارض خلاق السماء

ذوالجلال والعلی والکبریاء

تو خدای غالب یکتاستی

پادشاه فرد بیهمتاستی

تو خداوندی و مولای جلیل

من یکی مملوک مفلوک ذلیل

بنده ی بیدست و پای شرمسار

عاجزی مضطر و خاری خاکسار

از ظلومی دید مسکین آنچه دید

از عذاب و محنت و رنج شدید

ورنه لطف حق به او همراه بود

تا ابد محبوس سجن و چاه بود

هم ز راه جهل و نادانی خویش

پا نهاد از کوه و از گردون به پیش

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۱۷۳ - در بیان قصه ی لر که رندان فریبش دادنداز لرستان یک لری زفت کلان
  2. بخش ۱۷۴ - تتمه ی قصه خواجه سهم الدین لررند گفت ای خواجه سهم الدین چرا
  3. بخش ۱۷۵ - تطبیق حکایت بر احوال آدمیکرده آن مقتول و مغرور جهول
  4. بخش ۱۷۶ - سوزانیدن زنان هندوان خود را با شوهرانیاسه باشد در میان هندوان
  5. بخش ۱۷۷ - آرزوی کسی که سؤالی بکند از مردگانبار دیگر چون بمیری از نبات
  6. بخش ۱۷۸ - بقیه حکایت به آتش انداختن ابراهیم خلیل الرحمن عقصه ی نمرود و ابراهیم بود
  7. بخش ۱۷۹ - در بیان آتش انداختن زاغان سمند راداشت زاغی در مقامی آشیان
  8. بخش ۱۸۰ - در بیان رجوع به حکایت خلیل الرحمناو دویدی خود سوی آن بحر تف
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.