پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۸۹

هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس

زانسان شده‌ام بی سر و سامان که مپرس

ای مرغ خیال سوی او کن گذری

وانگه ز منش بپرس چندان که مپرس

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۹۱آن دل که من آن خویش پنداشتمش
  2. رباعی شمارهٔ ۹۹۲آن دم که حق بنده‌گزاری همه خوش
  3. رباعی شمارهٔ ۹۹۳آن دیده که هست عاشق گلزارش
  4. رباعی شمارهٔ ۹۹۴آنرا که رسول دوست پنداشتمش
  5. رباعی شمارهٔ ۹۹۵آن رند و قلندر نهان آمد فاش
  6. رباعی شمارهٔ ۹۹۶آنکس که نظر کند به چشم مستش
  7. رباعی شمارهٔ ۹۹۷از آتش تو فتاده جانم در جوش
  8. رباعی شمارهٔ ۹۹۸امروز حریف عشق بانگی زد فاش
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.