پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۵۲

دل آمد و گفت هست سوداش دراز

شب آمد و گفت زلف زیباش دراز

سرو آمد و گفت قد و بالاش دراز

او عمر عزیز ماست گو باش دراز

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۵۴زین سنگدلان نشد دلی نرم هنوز
  2. رباعی شمارهٔ ۹۵۵شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز
  3. رباعی شمارهٔ ۹۵۶صد بار بگفتمت ز مستان مگریز
  4. رباعی شمارهٔ ۹۵۷صد بار بگفت یار هرجا مگریز
  5. رباعی شمارهٔ ۹۵۸گر بکشندم نگردم از عشق توباز
  6. رباعی شمارهٔ ۹۵۹گر در ره عشق او نباشی سرباز
  7. رباعی شمارهٔ ۹۶۰گر گوهر طاعتی نسفتم هرگز
  8. رباعی شمارهٔ ۹۶۱ماییم و توی و خانه خالی برخیز
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.