پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۷۹۵

گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد

گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد

گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش

در است چو سنگ رایگان نتوان کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۹۷گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
  2. رباعی شمارهٔ ۷۹۸گفتی که بگو زبان چه محرم باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۷۹۹کو پای که او باغ و چمن را شاید
  4. رباعی شمارهٔ ۸۰۰گوید چونی خوشی و در خنده شود
  5. رباعی شمارهٔ ۸۰۱گویند که فردوس برین خواهد بود
  6. رباعی شمارهٔ ۸۰۲کی باشد کاین نیش به نوش تو رسد
  7. رباعی شمارهٔ ۸۰۳کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد
  8. رباعی شمارهٔ ۸۰۴کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.