پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۷۸

آن روز که جانم ره کیوان گیرد

اجزای تنم خاک پریشان گیرد

بر خاک بانگشت تو بنویس که خیز

تا برجهم از خاک و تنم جان گیرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۸۰آن روز که روز ابر و باران باشد
  2. رباعی شمارهٔ ۴۸۱آن روز که عشق با دلم بستیزد
  3. رباعی شمارهٔ ۴۸۲آن روز که کار وصل را ساز آید
  4. رباعی شمارهٔ ۴۸۳آن روز که مهر کان گردون زده‌اند
  5. رباعی شمارهٔ ۴۸۴آن سر که بود بی‌خبر از می خسبد
  6. رباعی شمارهٔ ۴۸۵آن طرفه جماعتی که جانشان بکشد
  7. رباعی شمارهٔ ۴۸۶آن عشق که برق و بوش تا خلق رسید
  8. رباعی شمارهٔ ۴۸۷آن کان نبات و تنگ شکر نامد
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.