پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۲۱

من محو خدایم و خدا آن منست

هر سوش مجوئید که در جان منست

سلطان منم و غلط نمایم بشما

گویم که کسی هست که سلطان منست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۲۳می‌گریم زار و یار گوید زرقست
  2. رباعی شمارهٔ ۴۲۴می‌گفت یکی پری که او ناپیداست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۲۵مینال که آن ناله شنو همسایه است
  4. رباعی شمارهٔ ۴۲۶ناگاه بروئید یکی شاخ نبات
  5. رباعی شمارهٔ ۴۲۷ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست
  6. رباعی شمارهٔ ۴۲۸نه چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۲۹نی با تو دمی نشستنم سامانست
  8. رباعی شمارهٔ ۴۳۰نی بی‌زر و زور شه سپه بتوان داشت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.