پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷

شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی

دست تو اگر نگیرد آن مه هیچی

خفتند حریفان همه چاره‌ات اینست

کاندر می لعل و در سر خود پیچی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۹۹شمعی است دل مراد افروختنی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۰صد روز دراز گر به هم پیوندی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۱عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۲عالم سبز است و هر طرف بستانی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۳عاینت حمامة تحاکی حالی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴عشق آن نبود که هر زمان برخیزی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۵عشقت صنما چه دلبریها کردی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۰۶عید آمد و عید بس مبارک عیدی
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.