پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۰

ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست

هشدار که در میان جان داری دوست

حس مغز تنست و مغز حست جانست

چون از تن و حس و جان گذشتی همه اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۲ای جان جهان جان و جهان باقی نیست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۳ای جان خبرت هست که جانان تو کیست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۴ای جان ز دل تو بر دل من راهست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۵ای حسرت خوبان جهان روی خوشت
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیات
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۷ای خواجه ترا غم جمال و جاهست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۸ای در دل من نشسته شد وقت نشست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۸۹ای دل تا ریش و خسته میدارندت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.