پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳

مستم ز می عشق خراب افتاده

برخواسته دل از خور و خواب افتاده

در دریائی که پا و سر پیدا نیست

جان رفته و تن بر سر آب افتاده

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۴۵میخوردم باده بابت آشفته
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۴۶میدان فراخ و مرد میدانی نه
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸هین نوبت صبر آمد و ماه روزه
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۴۹هر چند در این پرده اسیرید همه
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰هم آینه‌ایم و هم لقائیم همه
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱یارب تو مرا به نفس طناز مده
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲یارب تو یکی یار جفاکارش ده
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.