پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۱

گفتم روزی که من به جانم با تو

دیگر نشدم بتا همانم با تو

لیکن دانم که هرچه بازم ببری

زان میبازم که تا بمانم با تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۳گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۴ما چارهٔ عالمیم و بیچارهٔ تو
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۵مردی یارا که بوی فقر آید از او
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۶مستم ز دو لعل شکرت ای مه‌رو
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۷من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۸نی هرکه کند رقص و جهد بالا او
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۸۹هان ای تن خاکی سخن از خاک مگو
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۹۰هرچند در این هوس بسی باشی تو
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.