پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۸

از نوح سفینه ایست میراث نجات

گردان و روان میانهٔ بحر حیات

اندر دل از آن بحر برسته است نبات

اما چون دل نه نقش دارد نه جهات

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۰افغان کردم بر آن فغانم می‌سوخت
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۱افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۲امروز چه روز است که خورشید دوتاست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۳امروز در این خانه کسی رقصانست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۴امروز من و جام صبوحی در دست
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۵امروز مه‌ام دست‌زنان آمده است
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۶امشب آمد خیال آن دلبر چست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۷امشب شب آن دولت بی‌پایانست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.