پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۴

عید آمد و عیدانه جمال سلطان

عیدانه که دیده است چنین در دو جهان

عید این بود و هزار عید ای دل و جان

کان گنج جهان برآمد از کنج نهان

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۹۶گر تیغ اجل مرا کند بی‌سر و جان
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۹۷گر دست بشد ز کار پائی می‌زن
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸گر شامَم و گر عراق و گر لورستان
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۹۹گر کشته شوم به نزد و پیکار تو من
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۰۰گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۰۱کس نیست به غیر از او در این جمله جهان
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۰۲گفتم که بر حریف غمگین منشین
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳گفتم مکن ای روت حسن خوت حسن
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.