پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳

دوش آنچه برفت در میان تو و من

نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن

روزیکه سفر کنم ازین کهنه وطن

افسانه کند از آن شکنهای کفن

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۷۵دی از تو چنان بدم که گل در بستان
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۷۶دیدم رویت بتا تو روپوش مکن
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۷۷رفتم به طبیب و گفتم ای زین‌الدین
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۷۸رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ من
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۸۰رو درد گزین درد گزین درد گزین
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۸۲زان خسرو جان تو مهر شاهی بستان
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.