پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹۳

غدرالعشق فزلت قدمی

مزج‌الفرقة دمعی بدمی

و حنی‌القلب بما اورثنی

ندما فی ندم فی ندم

کره الحب وجودی و نأی

اسفا لیت وجودی عدمی

و سقی‌الصب و قد اسکرنی

شرب القلب و ماذاق فمی

ای صنم لطف ترا می‌دانم

نی ام ای دوست، بدان حد عجمی

ز لطیفی تو، گر شکر ترا

به دل اندیشم، ترسم برمی

من که باشم؟! که تو بر تخت جمال

حسرت شاه و سپاه و حشمی

منه انگشت تو بر حرف کژم

من اگر حرف کژم تو قلمی

سبق‌الجود وجودی قدما

منک، یا انت ولی‌النعم

به حق جود وجودت که مبر

ز من بی‌دل و هذا قسمی

لا تبح قتلی بالصد وصل

و اجرنی، انا صید الحرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹۵درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹۶بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹۷سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹۸گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داری
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹۹الام طماعیة العاذل
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰۰هذا طبیبی، عند الدوآء
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰۱یا ساقی الحی اسمع سؤالی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰۲هذا سیدی، هذا سندی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.