پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر پنجم

بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن

ناله از باطن برآرد کای خدا

آنچ دادی دادم و ماندم گدا

ریختم سرمایه بر پاک و پلید

ای شه سرمایه‌ده هَل مِن مَزید؟

ابر را گوید بِبَر جای خوشش

هم تو خورشیدا به بالا بر کشش

راههای مختلف می‌راندَش

تا رساند سوی بحر بی‌حدش

خود غرض زین آب جان اولیاست

کو غَسول تیرگیهای شماست

چون شود تیره ز غدر اهل فرش

باز گردد سوی پاکی‌بخش عرش

باز آرد زان طرف دامن کشان

از طهارات محیط او درسشان

از تیمم وا رهاند جمله را

وز تحری طالبان قبله را

ز اختلاط خلق یابد اعتلال

آن سفر جوید که ارحنا یا بلال

ای بلال خوش‌نوای خوش‌صَهیل

مِئذَنه بر رو بزن طبل رحیل

جان سفر رفت و بدن اندر قیام

وقت رجعت زین سبب گوید سلام

این مثل چون واسطه‌ست اندر کلام

واسطه شرطست بهر فهم عام

اندر آتش کی رود بی‌واسطه

جز سمندر، کو رهید از رابطه

واسطهٔ حمام باید مر ترا

تا ز آتش خوش کنی تو طبع را

چون نتانی شد در آتش چون خلیل

گشت حمامت رسول، آبت دلیل

سیری از حقست لیک اهل طَبَع

کی رسد بی‌واسطهٔ نان در شِبَع

لطف از حقست لیکن اهل تن

درنیابد لطف بی‌پردهٔ چمن

چون نماند واسطهٔ تن بی‌حَجیب

هم‌چو موسی نور مَه یابد ز جیب

این هنرها آب را هم شاهدست

که اندرونش پر ز لطف ایزدست

ادامه‌ی دفتر پنجم

  1. بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بی‌آنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن‌ نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بی‌فعل عارف و بی‌قول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خرلیک نور سالکی کز حد گذشت
  2. بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویشاین سخن پایان ندارد مصطفی
  3. بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا می‌شود تا او هم یار می‌شود روح را کی اسلم شیطانی علی یدیگرچه آن مطعوم جانست و نظر
  4. بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیسقسم او خاکست گر دی گر بهار
  5. بخش ۱۵ - مناجاتای خدای بی‌نظیر ایثار کن
  6. بخش ۱۶ - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه‌السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هچون ملک از لوح محفوظ آن خرد
  7. بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحرهم‌چو قومی که تحری می‌کنند
  8. بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباداو همی گوید که از اشکال تو
همه‌ی دفتر پنجم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.