پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر پنجم

بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر

هم‌چو قومی که تحری می‌کنند

بر خیال قبله سویی می‌تنند

چونک کعبه رو نماید صبحگاه

کشف گردد که کی گم کردست راه

یا چو غواصان به زیر قعر آب

هر کسی چیزی همی‌چیند شتاب

بر امید گوهر و در ثمین

توبره پر می‌کنند از آن و این

چون بر آیند از تگ دریای ژرف

کشف گردد صاحب در شگرف

وآن دگر که برد مروارید خرد

وآن دگر که سنگ‌ریزه و شبه برد

هکذی یبلوهم بالساهره

فتنة ذات افتضاح قاهره

هم‌چنین هر قوم چون پروانگان

گرد شمعی پرزنان اندر جهان

خویشتن بر آتشی برمی‌زنند

گرد شمع خود طوافی می‌کنند

بر امید آتش موسی بخت

کز لهیبش سبزتر گردد درخت

فضل آن آتش شنیده هر رمه

هر شرر را آن گمان برده همه

چون برآید صبحدم نور خلود

وا نماید هر یکی چه شمع بود

هر کرا پر سوخت زان شمع ظفر

بدهدش آن شمع خوش هشتاد پر

جوق پروانهٔ دو دیده دوخته

مانده زیر شمع بد پر سوخته

می‌تپد اندر پشیمانی و سوز

می‌کند آه از هوای چشم‌دوز

شمع او گوید که چون من سوختم

کی ترا برهانم از سوز و ستم

شمع او گریان که من سرسوخته

چون کنم مر غیر را افروخته

ادامه‌ی دفتر پنجم

  1. بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اولصوفیی بدرید جبه در حرج
  2. بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیه‌السلام او راآمدیم اکنون به طاوس دورنگ
  3. بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌گفت درویشی به درویشی که تو
  4. بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربهاین تفاوت عقلها را نیک دان
  5. بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی می‌مرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه می‌کرد و شعر می‌گفت و می‌گریست و سر و رو می‌زد و دریغش می‌آمد لقمه‌ای از انبان به سگ دادنآن سگی می‌مرد و گریان آن عرب
  6. بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شدهپر طاوست مبین و پای بین
  7. بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایهیا رسول‌الله در آن نادی کسان
  8. بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منستپر خود می‌کند طاوسی به دشت
همه‌ی دفتر پنجم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.