پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر چهارم

بخش ۲۹ - تحریض سلیمان علیه‌السلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمان

هم‌چنان که شه سلیمان در نبرد

جذب خیل و لشکر بلقیس کرد

که بیایید ای عزیزان زود زود

که برآمد موجها از بحر جود

سوی ساحل می‌فشاند بی‌خطر

جوش موجش هر زمانی صد گهر

الصلا گفتیم ای اهل رشاد

کین زمان رضوان در جنت گشاد

پس سلیمان گفت ای پیکان روید

سوی بلقیس و بدین دین بگروید

پس بگوییدش بیا اینجا تمام

زود که ان الله یدعوا بالسلام

هین بیا ای طالب دولت شتاب

که فتوحست این زمان و فتح باب

ای که تو طالب نه‌ای تو هم بیا

تا طلب یابی ازین یار وفا

ادامه‌ی دفتر چهارم

  1. بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورددر نغولی بود آب آن تشنه راند
  2. بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکنهین بیا بلقیس ورنه بد شود
  3. بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نوراللههین بیا که من رسولم دعوتی
  4. بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدس‌الله سرهبر سر تختی شنید آن نیک‌نام
  5. بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه‌السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ اوقصه گویم از سبا مشتاق‌وار
  6. بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تختچون سلیمان سوی مرغان سبا
  7. بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سباگفت عفریتی که تختش را به فن
  8. بخش ۳۸ - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلمقصهٔ راز حلیمه گویمت
همه‌ی دفتر چهارم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.