پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر

دزدکی از مارگیری مار برد

ز ابلهی آن را غنیمت می‌شمرد

وا رهید آن مارگیر از زخم مار

مار کشت آن دزدِ او را زار زار

مارگیرش دید پس بشناختش

گفت از جان مار من پرداختش

در دعا می‌خواستی جانم ازو

کش بیابم مار بستانم ازو

شکر حق را کان دعا مردود شد

من زیان پنداشتم آن سود شد

بس دعاها کان زیانست و هلاک

وز کرم می‌نشنود یزدان پاک

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادمصوفیی می‌گشت در دور افق
  2. بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلقمشورت می‌رفت در ایجاد خلق
  3. بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایتکی گذارد آنک رشک روشنیست
  4. بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودنحلقهٔ آن صوفیان مستفید
  5. بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورستچونک صوفی بر نشست و شد روان
  6. بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زندین نه آن بازیست کو از شه گریخت
  7. بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالیبود شیخی دایما او وامدار
  8. بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشویزاهدی را گفت یاری در عمل
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.