پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم

صوفیی می‌گشت در دور افق

تا شبی در خانقاهی شد قنق

یک بهیمه داشت در آخُر ببست

او به صدر صفه با یاران نشست

پس مراقب گشت با یاران خویش

دفتری باشد حضور یار پیش

دفتر صوفی سواد حرف نیست

جز دل اسپیدِ همچون برف نیست

زاد دانشمند آثار قلم

زاد صوفی چیست آثار قَدَم

همچو صیادی سوی اشکار شد

گام آهو دید و بر آثار شد

چندگاهش گام آهو در خورست

بعد از آن خود ناف آهو رهبرست

چونک شکر گام کرد و ره برید

لاجرم زان گام در کامی رسید

رفتن یک منزلی بر بوی ناف

بهتر از صد منزلِ گام و طواف

آن دلی کو مطلع مهتاب‌هاست

بهر عارف فتحت ابواب‌هاست

با تو دیوارست و با ایشان درست

با تو سنگ و با عزیزان گوهرست

آنچ تو در آینه بینی عیان

پیر اندر خشت بیند بیش از آن

پیر ایشانند کین عالم نبود

جان ایشان بود در دریای جود

پیش ازین تن عمرها بگذاشتند

پیشتر از کشت بر برداشتند

پیشتر از نقش جان پذرفته‌اند

پیشتر از بحر درها سفته‌اند

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایتکی گذارد آنک رشک روشنیست
  2. بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودنحلقهٔ آن صوفیان مستفید
  3. بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورستچونک صوفی بر نشست و شد روان
  4. بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زندین نه آن بازیست کو از شه گریخت
  5. بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالیبود شیخی دایما او وامدار
  6. بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشویزاهدی را گفت یاری در عمل
  7. بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلامخواند عیسی نام حق بر استخوان
  8. بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوستروستایی گاو در آخر ببست
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.