پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه

چون رسیدند آن نفر نزدیک او

بانگ بر زد هی کیانید اتقو

با ادب گفتند ما از دوستان

بهر پرسش آمدیم اینجا بجان

چونی ای دریای عقل ذو فنون

این چه بهتانست بر عقلت جنون

دود گلخن کی رسد در آفتاب

چون شود عنقا شکسته از غراب

وا مگیر از ما بیان کن این سخن

ما محبانیم با ما این مکن

مر محبان را نشاید دور کرد

یا بروپوش و دغل مغرور کرد

راز را اندر میان آور شها

رو مکن در ابر پنهانی مها

ما محب و صادق و دل خسته‌ایم

در دو عالم دل به تو در بسته‌ایم

فحش آغازید و دشنام از گزاف

گفت او دیوانگانه زی و قاف

بر جهید و سنگ پران کرد و چوب

جملگی بگریختند از بیم کوب

قهقهه خندید و جنبانید سر

گفت باد ریش این یاران نگر

دوستان بین کو نشان دوستان

دوستان را رنج باشد همچو جان

کی کران گیرد ز رنج دوست دوست

رنج مغز و دوستی آن را چو پوست

نی نشان دوستی شد سرخوشی

در بلا و آفت و محنت‌کشی

دوست همچون زر بلا چون آتشست

زر خالص در دل آتش خوشست

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگانهر طعامی کآوریدندی به وی
  2. بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاصقصهٔ شاه و امیران و حسد
  3. بخش ۳۳ - عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهدرحمت صد تو بر آن بلقیس باد
  4. بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورامقریی می‌خواند از روی کتاب
  5. بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شباندید موسی یک شبانی را به راه
  6. بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبانوحی آمد سوی موسی از خدا
  7. بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبانبعد از آن در سِرّ موسی حق نهفت
  8. بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان راگفت موسی ای کریم کارساز
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.