پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة

فازن بالحرة پی این شد مثل

فاسرق الدرة بدین شد منتقل

بنده سوی خواجه شد او ماند زار

بوی گل شد سوی گل او ماند خار

او بمانده دور از مطلوب خویش

سعی ضایع، رنج باطل، پای ریش

همچو صیادی که گیرد سایه‌ای

سایه کی گردد ورا سرمایه‌ای

سایهٔ مرغی گرفته مرد سخت

مرغ حیران گشته بر شاخ درخت

کین مدمغ بر کی می‌خندد عجب

اینت باطل اینت پوسیده سبب

ور تو گویی جزو پیوستهٔ کلست

خار می‌خور خار مقرون گلست

جز ز یک رو نیست پیوسته به کل

ورنه خود باطل بدی بعث رسل

چون رسولان از پی پیوستنند

پس چه پیوندندشان چون یک تنند

این سخن پایان ندارد ای غلام

روز بیگه شد حکایت کن تمام

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبانآن یکی نحوی به کشتی در نشست
  2. بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبوچون خلیفه دید و احوالش شنید
  3. بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت ویای ضیاء الحق حسام الدین بگیر
  4. بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشیگفت پیغامبر علی را کای علی
  5. بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزناین حکایت بشنو از صاحب بیان
  6. بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکارشیر و گرگ و روبهی بهر شکار
  7. بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ماگفت شیر ای گرگ این را بخش کن
  8. بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد بروآن یکی آمد در یاری بزد
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.