پرش به محتوای اصلی
نصرالله منشی نصرالله منشی

مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع

بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

چنین گوید ابوالحسن عبدالله ابن المُقَفَع، رحمه الله، پس از حمد باری عز اسمه، و درود بر سید المرسلین، علیه الصلاة و السلام، که ایزد تبارک و تعالی بکمالِ قدرت و حکمت، عالَم را بیافرید، و آدمیان را به فضل و منت خویش به مزیتِ عقل و رُجحانِ خِرد از دیگر جانوران ممیز گردانید، زیرا که عقل ، بر اطلاق ، کلیدِ خیرات و پای بندِ سعادات است، و مصالحِ معاش و معاد و دوستکامیِ دنیا و رستگاری آخرت بدو بازبسته است. و آن دو نوع است: غریزی، که ایزد جل جلاله ارزانی دارد و مُکتسِب، که از روی تجارب حاصل آید. و غریزی در مردم به منزلتِ آتش است در چوب، و چنانکه ظهورِ آن بی اَدواتِ آتش زدن ممکن نباشد؛ اثر این بی تجربت و ممارست هم ظاهر نشد، و حکما گفته‌اند که: «التجارب لقاح العقول». و هرکه از فیضِ آسمانی و عقلِ غریزی بهره‌مند شد و بر کسبِ هنر مواظبت نمود و در تجاربِ متقدمان تأملِ عاقلانه واجب دید آرزوهای دنیا بیابد و در آخرت نیک بخت خیزد . والله الهادیٌ الی ما هو الاوضح سبیلاً و الارشد دلیلاً.

ادامه‌ی مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع

  1. بخش ۳ - به سمع انوشیروان رساندن ذکر کلیله و دمنه راو در اثنای آن به سَمع او رسانیدند که در خزاین ملوک هند کتابیست که از زبان مرغان و بهایم و وحوش و طیور و حشرات جمع کرده اند، و پادشاهان را در سیاست رعیت و بسط عدل و رأفت، و قمع خصمان و قهر دشمنان، بدان حاجت باشد، و آن را عمده هر نیکی و سرمایه هر علم و راه
  2. بخش ۴ - برگزیدن برزویهٔ طبیب برای ترجمهٔ کلیله و دمنهآن خسرو عادل، همت بر آن مقصور گردانید که آن را ببیند و فرمود که مردی هنرمند باید طلبید که زبان پارسی و هندوی بداند، و اجتهاد او در علم شایع باشد، تا بدین مهم نامزد شود. مدت دراز بطلبیدند، آخر برزویه نام جوانی نشان یافتند که این معانی در وی جمع بود، و به ص
  3. بخش ۵ - سفر برزویه به هندوستانوانگاه مثال داد تاروزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند، و او بر آن اختیار روان شد، و در صحبت او پنجاه صره که هر یک ده هزار دینار بود حمل فرمود. و بمشایعت او با جملگی لشکر و بزرگان ملک برفت.
  4. بخش ۶ - گفتگوی برزویه با هندوچون یکچندی برین گذشت و قواعد مصدقت میان ایشان هرچه مستحکم تر شد و اهلیت او این امانت و محرمیت او این سر را محقق گشت در اکرام او بیفزود و مبرتهای فراوان واجب دید. پس یک روز گفت: ای بذاذر، من غرض خویش تا این غایت بر تو پوشیده داشتم، و عاقل را اشارتی کفایت ب
  5. بخش ۷ - هندو جواب دادهندو جواب داد که: همچنین است، و تو اگر چه مراد خویش مستور می‌داشتی من آثار آن می‌دید م، لکن هوای تو باظهار آن رخصت نداد. و اکنون که تو این مباثت پیوستی اگر بازگویم از عیب دور باشد. و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ماببری، و پادشا
  6. بخش ۸ - سخنان هندو با برزویهو عقل بهشت خصلت بتوان شناخت: اول رفق و حلم، و دوم: خویشتن شناسی، سوم طاعت پادشاهان و طلب رضا و تحری فراغ ایشان، و چهارم شناختن موضع راز و وقوف برمحرمیت دوستان، و پنجم مبالغت در کتمان اسرار خویش و ازان دیگران، و ششم بر درگاه ملوک چاپلوسی و چرب زبانی کردن و
  7. بخش ۹ - سخنان هندو با برزویهو این معانی در تو جمع است، و مقرر شد که دوستی تو با من از برای این غرض بوده ست، لکن هر که بچندین فضایل متحلی باشد اگر در همه ابواب رضای او جسته آید و در آنچه بفراغ او پیوندد مبادرت نموده شود از طریق خرد دور نیفتد، هرچند این التماس هراس بر من مستولی گردانی
  8. بخش ۱۰ - سخنان برزویه با هندوچون برزویه بدید که هندو بر مکر او واقف گشت این سخن بر وی رد نکرد، و جواب نرم و لطیف داد. گفت: من برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودم، و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و جناح آن را بحقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخ
همه‌ی مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع ←

نصرالله منشی درباره‌ی نصرالله منشی

ابوالمعالی نصرالله منشی از دبیران دستگاه حکومت غزنویان و معاصر بهرامشاه و خسروشاه غزنوی است. وی به عربی نیز شعر می‌سروده است و به روایت عوفی در لباب الالباب در اثر سعایت بدخواهان در زمان خسروشاه غزنوی به زندان افتاد و کشته شد. اثر مهم وی ترجمهٔ آزاد کلیله و دمنه از عربی (ترجمه شده از پهلوی به عربی توسط عبدالله بن مقفع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.