پرش به محتوای اصلی
نصرالله منشی

نصرالله منشی

مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع

۲۱ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم چنین گوید ابوالحسن عبدالله ابن المُقَفَع، رحمه الله، پس از حمد باری عز اسمه، و درود بر سید المرسلین، علیه الصلاة و السلام، که ایزد تبارک و تعالی بکمالِ قدرت و حکمت، عالَم را بیافرید، و آدمیان را به فضل و منت خویش به مزیتِ عقل و رُجحانِ خِرد از دیگر جانورا
  2. بخش ۲ - سبب و علت ترجمه این کتاب و نقل آن از هندوستان به پارس و بباید دانست که ایزد تعالی هرکار را سببی نهاده است و هرسبب را علتی و هر علت را موضعی و مدتی، که حُکم بدان متعلق باشد، و ایام عمر و روزگار دولتِ یکی از مُقبِلان بدان آراسته گردد. و سبب و علت ترجمه این کتاب و نقل آن از هندوستان به پارس آن بود که باری- عز ا
  3. بخش ۳ - به سمع انوشیروان رساندن ذکر کلیله و دمنه را و در اثنای آن به سَمع او رسانیدند که در خزاین ملوک هند کتابیست که از زبان مرغان و بهایم و وحوش و طیور و حشرات جمع کرده اند، و پادشاهان را در سیاست رعیت و بسط عدل و رأفت، و قمع خصمان و قهر دشمنان، بدان حاجت باشد، و آن را عمده هر نیکی و سرمایه هر علم و راه
  4. بخش ۴ - برگزیدن برزویهٔ طبیب برای ترجمهٔ کلیله و دمنه آن خسرو عادل، همت بر آن مقصور گردانید که آن را ببیند و فرمود که مردی هنرمند باید طلبید که زبان پارسی و هندوی بداند، و اجتهاد او در علم شایع باشد، تا بدین مهم نامزد شود. مدت دراز بطلبیدند، آخر برزویه نام جوانی نشان یافتند که این معانی در وی جمع بود، و به ص
  5. بخش ۵ - سفر برزویه به هندوستان وانگاه مثال داد تاروزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند، و او بر آن اختیار روان شد، و در صحبت او پنجاه صره که هر یک ده هزار دینار بود حمل فرمود. و بمشایعت او با جملگی لشکر و بزرگان ملک برفت.
  6. بخش ۶ - گفتگوی برزویه با هندو چون یکچندی برین گذشت و قواعد مصدقت میان ایشان هرچه مستحکم تر شد و اهلیت او این امانت و محرمیت او این سر را محقق گشت در اکرام او بیفزود و مبرتهای فراوان واجب دید. پس یک روز گفت: ای بذاذر، من غرض خویش تا این غایت بر تو پوشیده داشتم، و عاقل را اشارتی کفایت ب
  7. بخش ۷ - هندو جواب داد هندو جواب داد که: همچنین است، و تو اگر چه مراد خویش مستور می‌داشتی من آثار آن می‌دید م، لکن هوای تو باظهار آن رخصت نداد. و اکنون که تو این مباثت پیوستی اگر بازگویم از عیب دور باشد. و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ماببری، و پادشا
  8. بخش ۸ - سخنان هندو با برزویه و عقل بهشت خصلت بتوان شناخت: اول رفق و حلم، و دوم: خویشتن شناسی، سوم طاعت پادشاهان و طلب رضا و تحری فراغ ایشان، و چهارم شناختن موضع راز و وقوف برمحرمیت دوستان، و پنجم مبالغت در کتمان اسرار خویش و ازان دیگران، و ششم بر درگاه ملوک چاپلوسی و چرب زبانی کردن و
  9. بخش ۹ - سخنان هندو با برزویه و این معانی در تو جمع است، و مقرر شد که دوستی تو با من از برای این غرض بوده ست، لکن هر که بچندین فضایل متحلی باشد اگر در همه ابواب رضای او جسته آید و در آنچه بفراغ او پیوندد مبادرت نموده شود از طریق خرد دور نیفتد، هرچند این التماس هراس بر من مستولی گردانی
  10. بخش ۱۰ - سخنان برزویه با هندو چون برزویه بدید که هندو بر مکر او واقف گشت این سخن بر وی رد نکرد، و جواب نرم و لطیف داد. گفت: من برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودم، و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و جناح آن را بحقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخ
  11. بخش ۱۱ - جواب هندو به برزویه هندو گفت: هیچیز بنزدیک اهل خرد در منزلت دوستی نتواند بود. و هرکجا عقیدتها بمودت آراسته گشت اگر در جان و مال با یک دیگر مواسا رود دران انواع تکلف و تنوق تقدیم افتد هنوز از وجوب قاصر باشد. اما مفتاح همه اغراض کتمان اسرار است و هر راز که ثالی دران مرحم نشود
  12. بخش ۱۲ - جواب برزویه به هندو برزویه گفت: قوی تر رکنی بنای مودت را کتمان اسرار است، و من در اطن کار محرم دیگر ندارم و اعتماد برکرم و عهد و حصافت تو مقصور داشته ام. و می‌توانم دانست که خطری بزرگست، اما بمروت و حریت آن لایق تر که مرا بدین آرزو برسانی، و اگر از آن جهت رنجی تحمل باید کرد
  13. بخش ۱۳ - هندو کتابها را به برزویه داد هندو اهتزاز نمود و کتابها بدو داد. و برزویه روزگار دراز با هراس تمام در نبشتن آن مشغول گردانید، و مال بسیار در آن وجه نقفه کرد. و از این کتاب و دیگر کتب هندوان نسخت گرفت، و معتمدی بنزدیک نوشروان فرستاد، و از صورت حال بیاگاهانید.
  14. بخش ۱۴ - شادمان شدن نوشروان از پیام برزویه نوشروان شادمان گشت و خواست که زودتر به حضرت او رسد تا حوادث ایام آن شادی را منغّص نگرداند، و برفور بدو نامه فرمود و مثال داد که: در آن مسارعت باید نمود، و قوی دل و فسیح امل روی بازنهاد، و آن کتب را عزیز داشت که خاطر به وصول آن نگران است، و تدبیر بیرون آور
  15. بخش ۱۵ - بازگشت برزویه چندانکه نامه به برزویه رسید بر سبیل تعجیل بازگشت و به حضرت پیوست. کسری را خبر کردند، در حال او را پیش خواند. برزویه شرط خدمت و زمین بوس بجای آورد و پرسش و تقرب تمام یافت. و کسری را به مشاهدت اثر رنج که در بشره برزویه بود رِقتی هرچه تمامتر آورد و گفت: قوی
  16. بخش ۱۶ - خواندن کلیله و دمنه توسط برزویه در محضر علما چون روز هفتم بود بفرمود تا علما و اشراف حضرت را حاضر آوردند و برزویه را بخواند و اشارت کرد که مضمون این کتاب را بر اَسماع حاضران باید گذرانید. چون بخواند همگنان خیره ماندند و بر برزویه ثناها گفت، و ایزد را عز اسمه بر تیسیر این غرض شکرها گزارد. و کسری بفرم
  17. بخش ۱۷ - حاجت خواستن برزویه از نوشروان برزویه زمین بوسه کرد و گفت: حُسن رای و صدقِ عنایت پادشاه مرا از مال مستغنی گردانیده است، و کدام مال در این محل تواند بود که از کمال بنده نوازی شاهنشاه گیتی مرا حاصل است؟ اما چون سوگند در میان است از جامه خانهٔ خاص، برای تشریف و مباهات، یک تخت جامه از طراز
  18. بخش ۱۸ - درخواست برزویه برای اضافه کردن بابی به کلیله و دمنه نوشروان گفت: اگر در مُلک مثلاً مشارکت توقع کنی مبذولست، حاجت بی محابا بباید خواست. برزویه گفت: اگر بیند رای مَلِک بزرجمهر را مثال دهد تا بابی مفرد در این کتاب به نام من بنده مشتمل بر صفت حال من بپردازد، و در آن کیفیت صِناعت و نَسَب و مذهب من مُشْبع مقرر گ
  19. بخش ۱۹ - شگفتی کسری از همت بلند برزویه کسری و حاضران شگفتی عظیم نمودند و به همت بلند و عقل کامل برزویه واثق گشتند، و اتفاق کردند که او را اهلیّت آن منزلت هست. بزرجمهر را حاضر آوردند، و او را مثال داد که: صدق مناصحت و فرط اخلاص برزویه دانسته ای، و خطر بزرگ که به فرمان ما ارتکاب کرد شناخته، و می
  20. بخش ۲۰ - پرداختن باب بزرجمهر چون کسری این مثال را بر این اشباع بداد برزویه سجده شکر گزارد و دعاهای خوب گفت. و بزرجمهر آن باب بر آن ترتیب که مثال یافته بود بپرداخت، و آن را به انواع تکلّف بیاراست، و مَلک را خبر کرد. و آن روز بار عام بود، و بزرجمهر به حضور برزویه و تمامی اهل مملکت این
  21. بخش ۲۱ - طاعت ملوک و خدمت پادشاهان فاضلترین اعمال است و برزویه دست و پای نوشروان ببوسید و گفت: ایزد تعالی همیشه مَلک را دوستکام داراد، و عز دنیا به آخرت مقرون و موصول گرداناد، اثر اصطناع پادشاه بدین کرامت هرچه شایع تر شد، و من بنده بدان سَروَر و سرخ روی گشتم، و خوانندگان این کتاب را از آن فواید باشد که سبب ن

متن اشعار به نقل از گنجور.