پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۴۸ - قسمت کردن شهریار دروازه ها به نامداران کوید

چو آمد به نزدیکی گاه شاه

بدو گفت مر پهلوان سپاه

که فردا چو خورشید از چاه غرق

برآید برآیم زجا همچو برق

ز بالا نیایم از کین شیب من

کنون تا نگیرم سراندیب من

چو بر باره پا دارم از کین نبرد

بدارم ازاین باره برخاک کرد

بکو پال دروازه ها بشکنم

در و بندش از سر بزیر افکنم

به تاراج در شهر رو آورم

ز شمشیر بر دشت جو آوردم

بگیرم سر تخت هیتال من

نهم غل صد منش بر یال من

بیارمش بسته به نزدیک شاه

اگر بخشدم داور هور و ماه

بفرمود ارژنگ کای نامدار

کنون بخش کن با دلیران حصار

که هرکس (کند) رزم بر جای خویش

چو بنهند فردا به کین پای خویش

نخستین ز زنگی سپاهی هزار

طلب کرد بر نامور شهریار

برادر یکی بود نسناس را

که کندی به نیروی سنگ آس را

ورا نام الماس زنگی بدی

که در کینه چون شیر جنگی بدی

سه دروازه شهر گفتا تراست

چو فردا در آید خور از کوه راست

زمین بوسه داد و بشد نامدار

سه دروازه را کرد ره استوار

وز آن پس طلب کرد شنگاوه را

بدو گفت کایمرد فرمانروا

سه دروازه شهر هم زآن تست

فلک زین سپس زیر فرمان تست

بشد با دلیران سه ره ده هزار

شب تیره بگرفت راه حصار

به جمهور شه گفت بس آن دلیر

تو را شد سه دروازه در دار و گیر

بشد گرد جمهور یل با سپاه

سه دروازه را بست سرهای راه

شنیدم که ده داشت دروازه شهر

چنین بخش کرد آن دلاور به قهر

از آن ده یکی و یکی رزمساز

گزید آن دلاور یل سرفراز

وز آن رو به هیتال آمد بجای

شب تیره و بانگ هندی درای

سه دروازه دیگر آن نامدار

بگردی سپردش در آن گیر و دار

سه دروازه شهر با ده هزار

ز گردان جنگی و خنجرگزار

سپرد آن زمان شاه با باجگیر

سه دیگر سپردش به یل اردشیر

مرآن در کشد باز زودت سپاه

نگهدار او شد جهانجوی شاه

بدین گونه آرایش جنگ شد

چنین تازگردان شب آهنگ شد

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۵۰ - پیدا شدن نقابدار سرخ پوش و جنگ او با شهریارکه ناگاه از دشت گردی بخاست
  2. بخش ۵۱ - بازگشتن نقابدار سرخ پوش و شهریار از یکدیگر گویدچو خورشید تابان برآرد درفش
  3. بخش ۵۲ - آمدن مضراب دیو به خیمه شهریار و بردن دلارام گویدشب تیره ای بود مانند قیر
  4. بخش ۵۳ - گرفتن سرخ پوش ارژنگ را گویدجهان جوی ارژنگ بر بست کوس
  5. بخش ۵۴ - کشته شدن هیتال شاه بدست بهزاد و بر تخت نشستن ارژنگ گویدبگردید بخت از شه کامکار
  6. بخش ۵۵ - پادشاه شدن فرانک درسراندیب و بند گردن ارژنگ را گویدبه شادی نشست از بر تخت عاج
  7. بخش ۵۶ - آمدن رسول پادشاه خاور زمین به پیش لهراسپ و شکایت کردن او از ابلیس دیو گویدکنون بشنو از شاه ایران سخن
  8. بخش ۵۷ - خواب دیدن رستم شاه کیخسرو را کویدتهمتن شب تیره راخواب شد
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.