پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

قطعات

شمارهٔ ۶۸ - وله ایضا

فارس میدان معنی حامدی بی‌نظیر

آن که بود از بدو فطرت از سخندانان تمام

طبعش از شوخی چو میلی داشت از اندازه بیش

با رخ گلفام و چشم شوخ و قد خوش خرام

شد مریض عشق و دردش بس که بی درمان فتاد

می‌کشیدش خوش از کف توسن مستی لگام

در قیام این قیامت دل گمانی برد و گفت

دور گوئی شد بهی زان شاعر شیرین کلام

چون یقین گشت این گمان از گفتهٔ موزون دل

بهر تاریخ او برون آمد دو تاریخ تمام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۰ - قطعهوقت آن شد که به شمشیر زبان
  2. شمارهٔ ۷۱شخصی که به ریشیش چو نظر می‌دوزم
  3. شمارهٔ ۷۲ - در مرثیه گویدباز طوفان اجل نابود ساخت
  4. شمارهٔ ۷۳ - در تقاضا گویدصبا به خدمت خدام خواجگی برسان
  5. شمارهٔ ۷۴ - وله ایضاصاحبا من که بهر پیشکشت
  6. شمارهٔ ۷۵ - وله ایضاسرا سروران جد اعلای تو
  7. شمارهٔ ۷۶ - وله ایضااگر خرمنی را تبه کرد برقی
  8. شمارهٔ ۷۷ - وله ایضاچو خواجه میر حسن آن جهان عز و وقار
همه‌ی قطعات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.