پرش به محتوای اصلی
محیط قمی محیط قمی

هفت شهر عشق

شمارهٔ ۱۲۳ - در منقبت شاه ولایت حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام

خوشا دمی که لبم را به لب چو جام نهی

لبت ببوسم و قالب کنم زشوق تهی

رخ نکوی تو دیدن بود صباح الخیر

از آن که خرم و خندان چو گل به صبح گهی

از آن زمان که عیان شد، چه زنخدانت

کبوتر دل یوسف زجان شده است چهی

ز زیب قامت و حسن جمال سروی و ماه

ولیک سرو قباپوش و ماه کج کلهی

شود زوصف بنا گوش تو گشوده دلم

چنان که غنچه گل از نسیم صبح گهی

از آن زمان که شدم با خبر ز رحمت دوست

نه از گناه که شرمنده ام زکم گنهی

جهان بگشتم و دیدم تمام خوبان را

جهان فدای تو بادا که از تمام بهی

مشو زکثرت عصیان زلطف حق نومید

که لطف صرصر و تو با گنه چو پرکهی

به شست و شوی نگردد سفید جامه ی بخت

که را که رفته قلم در حقش به رو سیهی

میانه ی تو و جانان حجاب هستی تو است

به وصل می نرسی تا زخویشتن نرهی

ترا نموده علایق اسیر دام بلا

به کوش تا به تجرد، زدام او برهی

خطا است رفتن نزد کریم چون بازاد

بر آستان تو وارد شدیم دست تهی

خطا سرودم، آورده ام مدیح شهی

که از تمام جهانش فزونی است و بهی

قسیم دوزخ و جنت، علی که با حبش

زیان نمی رسدت گرچه غرفه ی گنهی

شها مدیح تو گویم برای آن که به حشر

مرا زورطه ی اندوه و غم، نجات دهی

به خاک پای تو سوگند و آسمان بلند

که با غلامی تو عار آیدم زشهی

گزافه گفتم و من در خور غلامی تو

نیم غلام و سگت را سگم زجان و رهی

«محیط» را به حمایت زبیم ایمن کن

به راه پر خطر آخرت شود چو رهی

ادامه‌ی هفت شهر عشق

  1. شمارهٔ ۱۲۵ - منه علیه الرحمة و الغفراندام ره خلقی شده، بندی که تو داری
  2. شمارهٔ ۱۲۶ - و له ایضاً فی التّشبیب و التّحبیبجم رفت و نماند از وی، بر جای به جز جامی
  3. شمارهٔ ۱۲۷ - و له ایضاً علیه الرحمةصدف دیده شد از اشک روان دریایی
  4. شمارهٔ ۱۲۸ - مختوم به مدح و منقبت حضرت شاه مردان علیه السلامعشق بخشنده مرا حشمت و جاه عجبی
  5. شمارهٔ ۱۲۹ - ترجیع بند در مدح ابوالائمه شاه ولایت علیه السلامای دل شده عاشقان بشارت
  6. شمارهٔ ۱۳۰ - در تاریخ فوت ضیاء السلطنه فرمایدیگانه گوهر دریای عصمت
  7. شمارهٔ ۱۳۱ - در تاریخ وفات نجف قلی خان فرمایدای آن که بر مزار غریبان کنی گذار
  8. شمارهٔ ۱۳۲ - در قطعه در تقاضای مرمّت عمارت خود فرمایدای خواجه که کار توام مدح و ثنا بود
همه‌ی هفت شهر عشق ←

محیط قمی درباره‌ی محیط قمی

میرزا محمد تقی قمی، متخلص به «محیط» و ملقب به شمس الشعراء، از شاعران با ذوق و خوش قریحه ی دوران قاجار است. پدر محیط اهل فضل و علم بوده و در خدمت به شرح نبوی صلی الله علیه و آله و سلم و نشر علم و ارشاد خاص و عام جهد بسیار کرد، در طریق قدس و تقوی قدم می نهاده و از صاحبان نفس و دعا بوده است. مرحوم دوست علی خان (معیرالمما...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.