پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

شمارهٔ ۷ - ایضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه

دل ناتوان لیلی ز غم تو می‌گدازد

چکند اگر نسوزد چکند اگر نسازد

تو سوار روی نی مادر دل کبابت از پی

نه عجب اگر که در پای نی تو سر ببازد

تو اگرچه سر بلندی نظری بزیر پا کن

که نظر بزیردستان به بزرگ می برازد

تو همای دولتی سایه فکن بر این ضعیفان

که بزیر سایه ات سرو بلند سر فرازد

تو سوار یکه تازی به پیادگان مدارا

که پیاده را نشاید ز پی سواره تازد

من اگر ز غم بمیرم ز سرت نظر نگیرم

که بچون تو نازنینی دل عالمی ببازد

چه شود اگر نوازش کنی از نیازمندان

چه نی تو بند بندم ز غم تو می‌نوازد

ادامه‌ی مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

  1. شمارهٔ ۹ - فی رثاء علی الاکبر سلام الله علیهچون شد به میدان جلوه‌گر شهزاده اکبر
  2. شمارهٔ ۱۰ - فی رثاء ابی الحسن علی بن الحسین الاکبر سلام الله علیهسیل غم حمله چنان کرد که آب از سر رفت
  3. شمارهٔ ۱۱ - فی رثاء علی بن الحسین الاکبر علیه السلاماز شاهزاده اکبر ای باد نوبهاری
همه‌ی مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.