پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

شمارهٔ ۶ - ایضاً فی رثائه علیه السلام عن لسانها

ز فراق لالۀ روی تو سینه داغ دارد

دل داغدیده از سینۀ من سراغ دارد

دل چرخ پیر بگداخت بنو جوانی تو

چه دلی است خام کز سوخته ای فراغ دارد

بتو بود روشن ای شمع جهانفروز مادر

شب من ز شعلۀ آه کنون چراغ دارد

نکنم پس از تو فردوس برین دگر تمنا

چه خزان شود گلستان که هوای باغ دارد

تو لب فرات گر تشنه جگر سپرده ای جان

لب من هماره از خون جگر ایاغ دارد

دلم آب شد ز بی آبی غنچۀ لب تو

که زیاد خشکی کام تو تر دماغ دارد؟

من و داستان دستان ز خرابی گلستان

من و شور و شین قمری که بباغ و راغ دارد

من و قاتل جفاکار تو همسفر چه طوطی

که مدام همنشینی چه کلاغ و زاغ دارد

شرر غم تو در منطق مفتقر نگنجد

چه کند رسول دل معذرت از بلاغ دارد

ادامه‌ی مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

  1. شمارهٔ ۸ - فی رثاء علی بن الحسین الاکبر علیه السلامدل سنگ خاره شد خون ز غم جوان لیلی
  2. شمارهٔ ۹ - فی رثاء علی الاکبر سلام الله علیهچون شد به میدان جلوه‌گر شهزاده اکبر
  3. شمارهٔ ۱۰ - فی رثاء ابی الحسن علی بن الحسین الاکبر سلام الله علیهسیل غم حمله چنان کرد که آب از سر رفت
  4. شمارهٔ ۱۱ - فی رثاء علی بن الحسین الاکبر علیه السلاماز شاهزاده اکبر ای باد نوبهاری
همه‌ی مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.