پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

قصاید

شمارهٔ ۲۳ - در مدح حضرت امام رضا علیه‌اسّلام

خوش آنکه جان شده قربان چشم غمزه‌زنش

لباس عیدی او گشته لاله‌گون کفنش

زهی سعادت قربانیی که عید وصال

بر آستان تو در خاک و خون فتاده تنش

شهید آرزویت را پی مبارکباد

کسی به بر نکشد روز عید جز کفنش

به صد شتاب پی قتلم آید و ترسم

که ذوق این کُشدم پیشتر ز آمدنش

ز کار این دل پرآرزو عجب دارم

که هیچ تجربه حاصل نشد ز حال منش

چو عکس غنچه در آب حیات بنماید

دل شکفتهٔ او از لطافت بدنش

ز آفتاب، فروغ رخش گذشته، مگر

نهاده است به خاک در ابوالحسنش؟

علیّ‌موسی‌جعفر، هزبر قلب‌شکاف

که برق برده خجالت ز تیغ صف شکنش

ایا به پنجهٔ مشکل‌گشا عدو بندی

که صید بود به یک تار موی اهرمنش

چو شمع قدر تو فانوس در خیال آرد

سزد که گردد والای چرخ، پیرهنش

چکید خون به زمین از سر هر انگشتش

به زور پنچه چو خورشید ساخت ممتحنش

نکرده بحر زره در بر از دوایر موج

که حلقه‌های کمند تو گشته دام تنش

فلک به بادیه دُرهای شب‌چراغ گذاشت

چو پاس عدل تو شد در زمانه مؤتمنش

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۵ - در مدح بهروز محمّددرآ در بوستان ساقیّ و بگشا غنچه‌سان شیشه
  2. شمارهٔ ۲۶ - در مدح نورنگ‌خانبه طرف مه چو سلاسل ز مشک ناب انداخت
  3. شمارهٔ ۲۷ - در مدح نورنگ‌خانکدام است آن حقهٔ سیم پر زر
  4. شمارهٔ ۲۸ - ممدوح شناخته نیستای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته
  5. شمارهٔ ۲۹ - در مدح صدر دیوان نجفللّه‌الحمد که دارم به کف از بحر شرف
  6. شمارهٔ ۳۰ - درمدح قطب‌الّدین محمّد خانروز عیدم یار اگر قربان کند
  7. شمارهٔ ۳۱ - ممدوح شناخته نیستبر صفحه زمین، الف قدّ پُر دلان
همه‌ی قصاید ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.