پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

قصاید

شمارهٔ ۳۱ - ممدوح شناخته نیست

بر صفحه زمین، الف قدّ پُر دلان

از زخم تیغ، لا شود از ضرب گرز، دال

روز وغا که در کف از سرگذشتگان

گیرند تیغها ز اجل رخصت قتال

تو آفتاب و جای تو بر اوج آسمان

فرند ارجمند تو، ماه خجسته فال

خواهد که خدمت از بن دندان کند ترا

زین آرزو ست‌گر مه نو گشته چون خلال

هر دل که از تطاول زلف تو سر کشد

چون شیشه شکسته نمی‌یابد اتّصال

بعد از نبی، چو نقش نگین جا گرفته است

در خاطرش محبّت اصحاب و مهر آل

در مجلسی که صدر نشین است قدر تو

ننشیند آفتاب مگر در صف نعال

شاید که در مشیمه ارحام، طفل را

گویا ز یُمن مدح تو گردد زبال لال

چون حمله آوریّ و کنی عزم رزم جزم

آنجا زخصم، تاب نشستن چه احتمال

گر از نهیب، بانگ به شیر ژیان کنی

بگریزد آن چنان که ز شیر ژیان شغال

گر چرخ را اراده بر هم زدن کنی

یابد زهم چو قطره سیماب انفصال

از پاس عدل او نتواند که سرزده

بر آستان خانه دل، پا نهد خیال

گر بگذرد سپاه سلیمان ز ملک او

از پاس عدل او نشود مور پایمال

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.