پرش به محتوای اصلی
میبدی میبدی

۲۱- سورة الانبیاء- مکیة

۱ - النوبة الاولى

قوله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.

«اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ» نزدیک آمد مردمان را حساب کردن با ایشان، «وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ» (۱) و ایشان در بی آگاهی روی گردانندگانند..

«ما یَأْتِیهِمْ» ناید بایشان، «مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ» هیچ سخن از خداوند ایشان، «مُحْدَثٍ» بنو فرستاده بایشان «إِلَّا اسْتَمَعُوهُ» مگر میشنوند آن را، «وَ هُمْ یَلْعَبُونَ» (۲) و ایشان بازی میکنند.

«لاهِیَةً قُلُوبُهُمْ» دلهای ایشان در کاری دیگر، «وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی» و با یکدیگر گفتند بر از، «الَّذِینَ ظَلَمُوا» ایشان که ستم کردند، «هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» نیست این مگر مردی همچون شما، «أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ» شما خواهید شد و شما جادویی او خواهید پذیرفت، «وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ» (۳) و شما چشم دارید که مینگرید.

«قالَ رَبِّی یَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» بگو خداوند من میداند هر گفت که در آسمان و زمین گویند، «وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (۴) و او شنواست و دانا.

«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ» گفتند جادویی نیست که از خاشاک خوابست که آدمی گوید، «بَلِ افْتَراهُ» که این سخن خود میسازد و خود مینهد، «بَلْ هُوَ شاعِرٌ» فرا نهاده نیست که او شعر گویی است. «فَلْیَأْتِنا بِآیَةٍ» تا نشانی آرد بما، «کَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ» (۵) چنان که فرستادگان پیشینیان آوردند.

«ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ» بنگرویدند پیش از ایشان، «مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها» هیچ اهل شهری که ایشان را هلاک کردیم، «أَ فَهُمْ یُؤْمِنُونَ» (۶) بآن نشان که ازو میخواهند بخواهند گروید؟

«وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ» نفرستادیم پیش از تو پیغام را مگر مردانی که بایشان پیغام آمد.

«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (۷) پرسید از اهل پیغام و سخن و دانش اگر نمیدانید.

«ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا یَأْکُلُونَ الطَّعامَ» و ما فرستادگان پیشینیان را کالبدی ناخورنده نکردیم، «وَ ما کانُوا خالِدِینَ» (۸) و پیشینیان فرستادگان جاوید نماندند.

«ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ» پس ایشان را وعده دادیم راست، «فَأَنْجَیْناهُمْ» و ایشان را برهانیدیم، «وَ مَنْ نَشاءُ» و هر که را بخواهیم رهانیم، «وَ أَهْلَکْنَا الْمُسْرِفِینَ» (۹) و هلاک کردیم گزاف کاران را و گزاف گویان را.

«لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً» فرو فرستادیم بشما نامه‌ای، «فِیهِ ذِکْرُکُمْ» که در آن آوای شما و شرف شماست، «أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (۱۰) این منت از من در نیابید و بآن بننازید؟

«کَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْیَةٍ» و چند که پشت بشکستیم از شهر شهر، «کانَتْ ظالِمَةً» از آن مردان که گناه ایشان را بود «وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِینَ» (۱۱) و گروهی ساختیم از پس ایشان دیگران.

«فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا» چون بجا آوردند گرفتن ما و بدیدند عذاب ما، «إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ» (۱۲) تک و گریز در گرفتند از آن و پای جنبانیدند.

«لا تَرْکُضُوا» مدوید و پای مجنبانید «وَ ارْجِعُوا إِلی‌ ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ» و باز گردید با ناز و تنعم خویش، «وَ مَساکِنِکُمْ» و با نشستگاههای خویش، «لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ» (۱۳) تا مگر پرسند شما را.

«قالُوا یا وَیْلَنا» گفتند ای وای بر ما، «إِنَّا کُنَّا ظالِمِینَ» (۱۴) گناه ما را بود و ظالم ما بودیم.

«فَما زالَتْ تِلْکَ دَعْواهُمْ» همان ویل میخواندند بر خود، «حَتَّی جَعَلْناهُمْ حَصِیداً خامِدِینَ» (۱۵) تا ایشان را ریزیده کردیم چون کاه دروده.

«وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِینَ» (۱۶) و چون آسمان و زمین بیافریدیم و آنچه در میان آن است بازیگر نبودیم.

«لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً» اگر ما خواستیمی که باز گردیمی، و جفت و فرزند گیریمی، «لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا» ما آن از نزدیک خود گرفتیمی، «إِنْ کُنَّا فاعِلِینَ» (۱۷) اگر ما خواستیمی که کنیمی.

«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْباطِلِ» بل بازی کن نیستیم، راستی را بر کژی می‌افکنیم، «فَیَدْمَغُهُ» تا آن را فرو شکند، «فَإِذا هُوَ زاهِقٌ» تا کژی از راستی می‌رمد، «وَ لَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ» (۱۸) ویل شما را و هلاک ازین صفت که خداوند خویش را میکنید.

ادامه‌ی ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة

  1. ۱ - النوبة الثالثةقوله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» اسم من له الثبوت الاحدی و الکون الصمدی، اسم من له البقاء الازلی و البهاء الأبدی، اسم من له العلم و الحلم و الارادة و الطول و العز و السیادة، اسم من له القدرة و الحیاة و الاسامی و الصفات، اسم من له الوجه ذو الجم
  2. ۲ - النوبة الاولىقوله تعالی: «وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و او راست هر که در آسمان و زمین کس است، «وَ مَنْ عِنْدَهُ» و ایشان که نزدیک وی‌اند، «لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ» خویشتن را بزرگ نمی‌دارند و از بنده بودن او را ننگ نمی‌دارند و از پرستش او سر ن
  3. ۲ - النوبة الثانیةقوله: «وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» خلقا و ملکا فکیف یکون ولدا و بینهما تناف. ملک و ولادت هرگز بهم جمع نیاید و همچنین ملک و نکاح که میان ایشان منافاتست، کسی که فرزندی دارد نتواند بود که آن فرزند ملک وی باشد، و نه کسی که زنی دارد آن زن در آن
  4. ۲ - النوبة الثالثةقوله: «وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» الآیة... له الحادثات ملکا و الکائنات حکما و تعالی ان یتجمل بوفاق او ینتقص بخلاف، کائنات و محدثات موجودات و متلاشیات در زمین و در سماوات همه ملک و ملک اوست، رهی و بنده و چاکر اوست حقیقت ملک بنزدیک ارباب معا
  5. ۳ - النوبة الاولىقوله تعالی: «وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِکَ الْخُلْدَ» هیچ مردم را پیش از تو پایندگی و جاویدی ندادیم ایدر. «أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ» (۳۴) که تو بمیری ایشان جاوید مانند.
  6. ۳ - النوبة الثانیةقوله: «وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِکَ الْخُلْدَ» ای دوام البقاء فی الدنیا، «أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ» ای فهم الخالدون ان متّ، این جواب مشرکان قریش است که هلاک پیغمبر بآرزو میخواستند میگفتند: «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ» چشم نهاده
  7. ۳ - النوبة الثالثةقوله: «وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» آن را که در دل یک نقطه صدق پیدا گردد حقیقت عشق مرگ سر از جان وی بر زند زیرا که وعده لقا آنجاست، آن چه جانی بود که وعده لقا فراموش ک
  8. ۴ - النوبة الاولىقوله تعالی: «وَ لَقَدْ آتَیْنا إِبْراهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ» و دادیم ابراهیم را راه شناسی او و بهی دانستن از پیش، «وَ کُنَّا بِهِ عالِمِینَ» (۵۱) و دانستیم ما که کی باید داد او را آن.
همه‌ی ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة ←

میبدی درباره‌ی میبدی

ابوالفضل رشید الدین میبدی نویسنده و مفسر قرآن در نیمه اول قرن ششم است. مهمترین اثر وی تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار است. کشف الاسرار و عدةالابرار تفسیر بزرگ مشروحی است بر قرآن که تألیف آن در اوایل سال ۵۲۰ هجری آغاز شده است. این کتاب بر اساس تفسیر الهروی خواجه عبدالله انصاری (که هم اکنون در دست نیست) و در ده جلد نوشته...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.