پرش به محتوای اصلی
میبدی میبدی

۴- سورة النساء- مدنیة

۳ - النوبة الاولى

قوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ ایشان که می‌خورند، أَمْوالَ الْیَتامی‌ مالهای یتیمان، ظُلْماً به بیداد بیش از مزد کار، إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً

آن آتش است که در شکمهای خویش می‌خورند، وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً (۱۰) آری رسند ایشان بآتشی افروخته.

یُوصِیکُمُ اللَّهُ اندرز می‌کند خدای شما را، فِی أَوْلادِکُمْ در کار فرزندان شما، لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ پسر را چند بهره دو دختر، فَإِنْ کُنَّ نِساءً اگر این دختران باشند، فَوْقَ اثْنَتَیْنِ دو یا بیش از دو باشند، فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَکَ ایشانراست دو سه یک از آنچه مرده گذاشت، وَ إِنْ کانَتْ واحِدَةً و اگر این دختر یکی باشد، فَلَهَا النِّصْفُ ویراست نیمه مال، وَ لِأَبَوَیْهِ و پدر و مادر راست، لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ هر یکی را از آن شش یک، مِمَّا تَرَکَ از آنچه مرده گذاشت، إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ اگر مرده را فرزندی بود، فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ اگر مرده را فرزندی نبود، وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ و پدر و مادر بود که از روی میراث برند، فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ مادر را سه یک بود، فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ اگر مرده را برادر است بیش از یکی، فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مادر را شش یک بود، مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ بعد از گزاردن وصیت است، یُوصِی بِها که مرده آن وصیت کرده بود، أَوْ دَیْنٍ و بعد از گزاردن اوام که گذاشته بود، آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ پدران شما و پسران شما، لا تَدْرُونَ شما ندانید، أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً که از شما کیست شما را نزدیک منفعت‌تر و بکار آمده‌تر، فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ این باز بریده ایست از خدای بر شما، إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً (۱۱) که اللَّه دانایست راست دانش.

وَ لَکُمْ شما راست، نِصْفُ ما تَرَکَ أَزْواجُکُمْ نیمی از آنچه زنان شما گذارند، إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ اگر ایشان را فرزندی نبود، فَإِنْ کانَ لَهُنَّ وَلَدٌ اگر ایشان را فرزندی بود، فَلَکُمُ الرُّبُعُ شما راچهار یک است، مِمَّا تَرَکْنَ از آنچه ایشان گذارند، مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِینَ بِها از پس وصیّتی که کرده باشند، أَوْ دَیْنٍ یا گزاردن اوامی که ماند از ایشان، وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ و ایشانراست چهار یک، مِمَّا تَرَکْتُمْ از آنچه شما گذارید، إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ وَلَدٌ اگر شما را فرزندی نبود، فَإِنْ کانَ لَکُمْ وَلَدٌ اگر شما را فرزندی بود، فَلَهُنَّ الثُّمُنُ ایشان را هشت یک، مِمَّا تَرَکْتُمْ از آنچه شما گذارید، مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ تُوصُونَ بِها از پس گزاردن وصیّتی که کرده باشید، أَوْ دَیْنٍ یا گزاردن اوامی که گذاشته باشید، وَ إِنْ کانَ رَجُلٌ و اگر مردی باشد که بمیرد، یُورَثُ که از وی میراث برند، کَلالَةً که نه پدر بود در آن ورثه و نه فرزند، أَوِ امْرَأَةٌ یا زنی بود وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ و او را برادری ماند از مادر یا خواهری از مادر، فَلِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ هر یکی را ازیشان باشد شش یک، فَإِنْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذلِکَ اگر بیش از یکی باشند اولاد امّ، که دو باشند یا بیشتر، فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُثِ در سه یک همه شریک یکدیگر باشند، مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصی‌ بِها أَوْ دَیْنٍ از پس تنفیذ وصیّت و قضاء دین غَیْرَ مُضَارٍّ نه چنان که گزاردن وصیت گزند افکند بر ورثه، وَصِیَّةً مِنَ اللَّهِ این از خدای اندرزی است در فرمان بشما، وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ (۱۲) و اللَّه دانا است بردبار.

تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ این اندرزهای خدایست عزّ و جلّ، وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر که فرمان برد خدای را و رسول وی را، یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ در آرد او را در بهشتهایی تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ که میرود از زیر درختان آن جویهای روان، خالِدِینَ فِیها جاویدان جای ایشان، آن وَ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (۱۳) و آنست پیروزی بزرگ.

وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر که نافرمان آید در خدای و در رسول وی، وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ و درگذرد از اندازه‌های وی، یُدْخِلْهُ ناراً در آرد وی را در آتشی خالِداً فِیها جاویدان در آن، وَ لَهُ عَذابٌ مُهِینٌ (۱۴) و او راست عذابی خوار کننده و نومیدی پیش آرنده.

ادامه‌ی ۴- سورة النساء- مدنیة

  1. ۳ - النوبة الثالثةقوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی‌ ظُلْماً الآیة جلیل و جبّار، خداوند بزرگوار، رهی‌دار، نام‌دار، کریم بردبار، وفادار، عظیم، که هر کس را خداوند است، و هر چیز را پیش برند است، و ضعیفان را دستگیر و مهر پیوند است. درین آیت ضعیفان را م
  2. ۴ - النوبة الاولىقوله تعالی: وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ و آنان که فاحشه کنند و نابکار،مِنْ نِسائِکُمْ ازین زنان شما، فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ گواه کنید بر ایشان چهار مرد از شما، فَإِنْ شَهِدُوا و اگر گواهی دهند، فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُو
  3. ۴ - النوبة الثانیةقوله تعالی: وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ الآیة در ابتداء اسلام مرد و زن که بفعل زنا فراهم شدندی، و هر دو ثیّب بودندی و محصن، حکم ایشان آن بود که ایشان را از یکدیگر جدا کردندی، و بزندان باز داشتندی، چنان که درین آیت گفت: فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُو
  4. ۴ - النوبة الثالثةقوله تعالی: وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ الآیة کردگار نهان دان، خداوند مهربان، و بخشاینده بر همگنان، درین آیت خبر داد از رحمت و فضل خود بر بندگان، و اسبال ستر خویش بر عیب ایشان، تا همه خود داند فعل بد ایشان، و آب رویشان نبرد نزدیک خل
  5. ۵ - النوبة الاولىقوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ای ایشان که بگرویدند، لا یَحِلُّ لَکُمْ شما را حلال نیست، أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ که زنان یکدیگر بمیراث برید کَرْهاً بر نبایست ایشان، وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ و ایشان را از نکاح باز مدارید، لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آت
  6. ۵ - النوبة الثانیةقوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً درین آیت دو حکم است: یکی آنست که زن را بی‌نکاح بمیراث بردن حرامست، و این از نکاحهای جاهلیّت یکی است. دیگر حکم آنست که زن را بزنی کردن بر کراهین آن زن نشاید، از بهر
  7. ۵ - النوبة الثالثةقوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً الآیة هم نداست و هم تنبیه، هم اشارتست و هم شهادت، و هم حکم یا نداست: «ایّها» تنبیه است، الَّذِینَ اشارت است، آمَنُوا شهادت است، لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا الن
  8. ۶ - النوبة الاولىقوله تعالی: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ و هر که نتواند از شما، طَوْلًا از پی طولی، أَنْ یَنْکِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ که بزنی کند آزاد زنان گرویدگان را، فَمِنْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وی را حلالست که کنیزکی بزنی کند، مِنْ فَتَیاتِکُمُ الْمُؤْ
همه‌ی ۴- سورة النساء- مدنیة ←

میبدی درباره‌ی میبدی

ابوالفضل رشید الدین میبدی نویسنده و مفسر قرآن در نیمه اول قرن ششم است. مهمترین اثر وی تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار است. کشف الاسرار و عدةالابرار تفسیر بزرگ مشروحی است بر قرآن که تألیف آن در اوایل سال ۵۲۰ هجری آغاز شده است. این کتاب بر اساس تفسیر الهروی خواجه عبدالله انصاری (که هم اکنون در دست نیست) و در ده جلد نوشته...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.