پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۱۶۲ - وعظ و تنبیه

گردش آسمان دایره وار

گاه آرد خزان و گاه بهار

گه کند عیش زندگانی تلخ

گه کند روز شادمانی تار

دیده ای را زند ز انده نیش

جگری را خلد ز مرگی خار

نرهد زو نهنگ در دریا

نجهد زو پلنگ در کهسار

کرده بر سرکشان به حمله ستم

برده از خسروان به قهر دمار

نیست جسمی کزو ننالد سخت

نیست چشمی کزو نگرید زار

زندگانی و جان و دل شکرد

زخم این اژدهای عمر شکار

کامرانی و عز و لهو خورد

دهن این نهنگ مردم خوار

بس بناها که او برآوردست

باز کردست با زمین هموار

بس روان ها که او بپروردست

که ندادست باز پس زنهار

گاه بر مادری ز دست آتش

گه ربوده ست بچه ای ز کنار

تو اگر سال و مه بنالی سخت

تو اگر روز و شب بگریی زار

عاقبت هیچ فایده نکند

پس تن خویش هیچ رنج مدار

ای ملک زاده ای که فکرت تو

روشن آیینه ای است بی زنگار

نیک دانی که کس نیاید پس

با قضاهای ایزد دادار

چرخ تندست تن به رنجه منه

مرگ حقست دل به غم مسپار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۴ - مدح بهرامشاه و التزام به نام آن پادشاهتا برآمد ز آتش شمشیر بهرامی شرار
  2. شمارهٔ ۱۶۵ - مدح اختری و التزام به نام اختری و اخترای اختری نه‌ای تو مگر اختر
  3. شمارهٔ ۱۶۶ - صفت اراده خویش و آرزوی سفر خراسانچو عزم کاری کردم مرا که دارد باز
  4. شمارهٔ ۱۶۷ - در نصیحت و ستایش منصور بن سعیدچند گویی که نشنوندت راز
  5. شمارهٔ ۱۶۸ - ستایش سیف الدوله محمودشبی چو روز فراق بتان سیاه و دراز
  6. شمارهٔ ۱۶۹ - مدح عبدالحمید بن احمددر تو ای گنبد امید و هراس
  7. شمارهٔ ۱۷۰ - ثنای سلطان علاء الدوله مسعودشاد باش ای شاه عالم شاد باش
  8. شمارهٔ ۱۷۱ - هم در مدح اوشد مایه ظفر گهی آبدار تیغ
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.