پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۷

نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه

به خنده گفتم: طوبی لمن یری عکه

خوشم نبیذ و خوشا روی آنکه داد نبیذ

خوشم جوانی و این بوستان و این برکه

من و نبیذ و به خانه درون سماع و رباب

حسود بر در و بسیار گوی در سکه

مرا تو گویی می‌خوردنست اصل فساد

به جان تو که همی‌آیدم ز تو ضحکه

اگر فساد کند هر که او نبیذ خورد

بسا فساد که در یثربست و در مکه

ور این فساد ز من دست باز دار و برو

که نیست با تو مرا نی نکاح و نی شرکه

چرا نبیذ حرامست و هست سرکه حلال

نه هم نبیذ بود ابتدا از آن سرکه؟

نبیذ تلخ چه انگوری و چه میویزی

سپید سیم چه با سکه و چه بی‌سکه

کجا نبیذست آنجا بود جوانمردی

کجا نبیذست آنجایگه بود برکه

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۹ - در مدح خواجه طاهربینی آن بیجاده عارض لعبت حمری قبای
  2. شمارهٔ ۶۰ - در مدح سلطان مسعود غزنویای لعبت حصاری، شغلی دگر نداری
  3. شمارهٔ ۶۱ - در مدح سلطان مسعود غزنویخواهم که بدانم من جانا که چه خوداری
  4. شمارهٔ ۶۲ - در وصف نوروز و مدح (ملک محمد) قصرینوروز درآمد ای منوچهری
  5. شمارهٔ ۶۳ - در مدح شیخ العمید(ابوسهل زوزنی)چنین خواندم امروز در دفتری
  6. شمارهٔ ۶۴ - در صنعت «جمع و تقسیم» و مدح فرمایدبزن ای ترک آهو چشم آهو از سر تیری
  7. شمارهٔ ۶۵بساز چنگ و بیاور دوبیتی و رجزی
  8. شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوالحسن بن علی‌بن موسیرفت سرما و بهار آمد چون طاووسی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.