پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۴

آمد ای سید احرار! شب جشن سده

شب جشن سده را حرمت، بسیار بود

برفروز آتش برزین که درین فصل شتا

آذر برزین پیغمبر آذار بود

آتشی باید چونانکه فراز علمش

برتر از دایرهٔ گنبد دوار بود

چون ز گردون بر ازین سلسلهٔ زر اندود

قرص خورشید، فرو خفته، نگونسار بود

آتش و دود چو دنبال یکی طاووسی

که بر اندوده به طرف دم او قار بود

وان شرر گویی طاووس به گرد دم خویش

لؤلؤ خرد فتالیده به منقار بود

چون یکی خیمهٔ مرجان ز برش نافهٔ مشک

که سمنبرگ بر آن نافهٔ عطار بود

یا چو زرین شجری در شده اطراف شجر

که بر او بر ثمر از لؤلؤ شهوار بود

باغبان این شجر از جای بجنباند سخت

تا فرو بارد باری که براشجار بود

می خور ای سید احرار، شب جشن سده

باده خوردن بلی از عادت احرار بود

زان می ناب، که تا داری در دست و چراغ

باز دانستنشان از هم دشوار بود

هرکه را کیسه گران ، سخت گرانمایه بود

هرکه را کیسه سبک ، سخت سبکسار بود

من بر خواجه روم تا دهدم سیم بسی

تا مرا نیز به نزدیک تو مقدار بود

هست جبار ولیکن متواضع گه جود

متواضع که شنیده‌ست که جبار بود

طالب شعر و جوانمردترین همه خلق

آن جوانمردست کو طالب اشعار بود

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶ - در مدح سلطان مسعود غزنویصنما بی تو دلم هیچ شکیبا نشود
  2. شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان مسعود غزنویابر آذاری برآمد از کران کوهسار
  3. شمارهٔ ۲۸ - در مدح سلطان مسعود غزنویبر لشکر زمستان نوروز نامدار
  4. شمارهٔ ۲۹ - در وصف بهار و مدح خواجه علی‌بن محمدهنگام بهارست و جهان چون بت فرخار
  5. شمارهٔ ۳۰با رخت ای دلبر عیار یار
  6. شمارهٔ ۳۱به دهقان کدیور گفت انگور
  7. شمارهٔ ۳۲ - در تهنیت نوروز و مدح خواجه ابوالقاسم کثیرنوروز فرخ آمد و نغز آمد و هژیر
  8. شمارهٔ ۳۳ - در وصف بهار و مدح شهریارنوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.