پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۰

با رخت ای دلبر عیار یار

نیست مرا نیز به گل کار کار

تا رخ گلنار تو رخشنده گشت

بر دل من ریخته گلنار نار

چشم تو خونخواره و هر جادویی

مانده از آن چشمک خونخوار خوار

بنده وفادار و هواخواه تست

بنده هواخواه و وفادار دار

داد کن ای کودک و بردار جور

منبر پیش آور و بردار دار

ای تو دل‌آزار و من آزرده‌دل

دل شده ز آزار دل آزار، زار

گردل من باز ببخشی به من

جور مکن لشکر تیمار مار

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۲ - در تهنیت نوروز و مدح خواجه ابوالقاسم کثیرنوروز فرخ آمد و نغز آمد و هژیر
  2. شمارهٔ ۳۳ - در وصف بهار و مدح شهریارنوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
  3. شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان مسعود غزنویعاشقا رو دیده از سنگ و دل از فولاد ساز
  4. شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه احمد عبدالصمد وزیر سلطان مسعودآمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز
  5. شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه ابوالعباسبیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس
  6. شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنویسمنبوی آن سر زلفش که مشکین کرد آفاقش
  7. شمارهٔ ۳۸ - در مدح سلطان مسعود غزنویای خداوند خراسان و شهنشاه عراق
  8. شمارهٔ ۳۹ - در مدح اسپهبدبینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگ
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.