پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۶۹ - مدح شیخی در آئینهٔ صفا مثالی است از ذات محمد مصطفی با لعین نه بلعکس

پس از دیباچهٔ نعت رسالت

ز ذکر پیر به باشد مقالت

نظام الدین حق فرخنده نامی

که دین حق گرفت از وی نظامی

خطابش راست دو نقطه فرو خوان

نشان نقطهای انبیاء دان

حدیثش چون خبر در امر و در نهی

به یک پایه فرود از پایهٔ وحی

سریر آرای فقر از صف ابرار

سریر مصطفی را عمدهٔ کار

ضمیرش محرم دیرینهٔ عشق

نیاز خازن گنجینهٔ عشق

دلش کز شوق دارد در دو داغی

رواق قدس را روشن چراغی

کسی کو صوف او در بر گرفته

قضا از وی قلم را بر گرفته

خدایا آن گزیده بندهٔ خاص

که هست الحمد لله جفت اخلاص

به قربت، هم نشین مصطفی باد

در آن قرب، ایستادش بهر ما باد

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۷۱ - عرض صحیفهٔ طولانی نصیحت، پیش ضمیر ملهم سلطان، که نسخه‌ایست صحیح از لوح محفوظ حفظ الله تعالی عن التلویح السوگرفتن سهل باشد، این جهان را
  2. شمارهٔ ۷۲ - سرگذشتشه آن را دان که گفت از جان آزاد
  3. شمارهٔ ۷۳ - در سبب نظم این جواهر که زمرد وصف خضر خان واسطهٔ عقد اوستمبارک بامدادی کاختر روز
  4. شمارهٔ ۷۴ - قلم زدن نخست در شرح تیغ زدن جمهور سلاطین ماضیهٔ دهلیخوشا هندوستان و رونق دین
  5. شمارهٔ ۷۵ - داستان در حک کردن نقش کفر به پلارک چند از دیباچه عشق خضر خان که شاهی از سواد هندوستان و حرفی خان خانان بودکنون از فتح هندوستان دهم شرح
  6. شمارهٔ ۷۶ - آغاز انشعاب عشقهٔ عشق خضر خان از شاخ سبز و تر دول رانیهمیشه دور چرخ لاجوردی
  7. شمارهٔ ۷۷ - گرم شدن چشم «دول رانی» در روی شمس الحق و الدین خضر خان و از تاب مهر، آب در چشمش گشتن، و مهربان گشتن آن چشمهٔ مهر، بران نیلوفر هندی، و چون شعاع خورشید، از صفر ابر زمین افتادنچه خوش باشد در آغاز جوانی
  8. شمارهٔ ۷۸ - صفت ماهتابی که پیش از مهر روشن پردهٔ ابر حیا بر رو کشیدهشبی داده جهان را زیور و روز
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.