پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مجنون و لیلی

بخش ۷ - در سبب نظم این جواهر، و سر رشتهٔ دقت را درو کشیدن، و در نظر جوهریان مبصر داشتن، و قیمت عدل خواستن

چون من بدو نامه زین ورق پیش

راندم قلمی ز نکتهٔ خویش

از روح قدس شنیدم آواز

کای کرده لب تو گوش من باز

نی آن رقم خیال کردی

بل جادویی حلال کردی

آن به که کنون، درین تفکر

کاهل نشوی به سفتن در

یک شیشه که خوش فرو توان برد

بهتر ز دو صد سبوی پر درد

هر گه که علم شدی به کاری

در غایت آن به کوش باری

از اندک خوب شو فسانه

نی از حشوات بی کرانه

یک دانهٔ نار پخته، در کام

بهتر ز هزار آبی خام

یک شاخ که میوه‌ای دهد تر

بهتر ز هزار باغ بی بر

یک صفحه پر از خلاصهٔ شوق

بهتر ز دو صد کتاب بی ذوق

آن کس که رقاق میده یابد

از بهر سبوس کی شتابد

کوته سخنی، ستوده حالیست

بسیار سخن زدی ، ملالیست

در گوش من از سپهر نیلی

آمد چو نداء جبرئیلی

خوش خوش، به توکل خداوند

دریای گهر گشادم از بند

هان ای شنوندهٔ خبردار

کردم خبرت، بیا و بردار

آن موج زنم کنون، که از در

گردد همه دامن جهان پر

نقشی که به نامهٔ نخست است

هر چند که یک به یک درست است

من نیز چنانک خواندم این حرف

اینجا همه کرد خواهمش صرف

تا سر خوش جام اولین دست

گردد ز شراب دومین مست

چون ساقی پیش صاف را برد

عیبم نکند کسی بدین درد،

یارب، چو تمام گردد این ماه

در وی مدهی خسوف را راه

امید که گاه ناامیدی

بخشی، سیهٔ مرا سپیدی

چون یافت دل این امیدواری

ای خامه بیار تا چه داری

ادامه‌ی مجنون و لیلی

  1. بخش ۹ - حکایت شبانی که از غایت همّت‌، تیغ را آیینه وجاهت و قلم را عمدهٔ دولت خود ساختگویند که در عرب، جوانی
  2. بخش ۱۰ - آغاز سلسله جنبانیدن مجنون و لیلیدندانه گشای قفل این راز
  3. بخش ۱۱ - پرده برداشتن دمهای سرد از روی لیلی، و دیدن مادر پژمردگی آن گل، و شمه‌ای ازان پرده دریدگی در دماغ پدرش دمیدن، و روان کردن پیر، آب از دو دیده، و لیلی را، چون ریحان سفالین، در گوشهٔ محنت، پای در گل کردنچون رفت به گوش هر کس این راز
  4. بخش ۱۲ - خراب شدن مجنون به اول دور عشق، و از مستی، در پایهاء کو افتادن، و خبر یافتن پدر، وسوی آن بی خبر دویدن، و از آب دیده و باد سینه سلسله در پای مجنون کردن، و زنجیر کشانش پیش مادر آوردنچون ماند پری‌وش حصاری
  5. بخش ۱۳ - تنقیه کردن مادر، دماغ مجنون را، به داروی تلخ نصیحت، و از در لفظه، و شیرینی زبان، مفرح سودای او ساختنگوینده، حکایت آن چنان کرد
  6. بخش ۱۴ - توجه نمودن سید عامریان، سوی داروخانه دارالشفاء محنت و اندوه، تا طلب شربت وصال خسته کند، و تلخ کام بازگشتنپیر از دل دردمند برخاست
  7. بخش ۱۵ - شمشیر کشیدن نوفل، از جهت جفت مجنون، و در سواد لیلی کوکبه آراستن، و در قتال مردان کوشیدنخوانندهٔ حرف آشنایی
  8. بخش ۱۶ - دراز شدن ظلم گیسوی لیلی بر مجنون، و زنده داشتن مجنون شبهای فراق را به خیال لیلی، و روشن شدن مهر نوفل در آفاق بر تیرگی روز مجنون، و لرزیدن پدر پیر مجنون از دمهای سرد پسر، و سوی گرم مهری نوفل گریختن، و گرم رویی کردن، آن مهربان، و گرماگرم، شمسهٔ نسبتوقیع کش مثال این حرف
همه‌ی مجنون و لیلی ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.