پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

مقطعات

شمارهٔ ۳۷

گفت فرهاد آقا به میر ولی

که رشیدیه را کنیم آباد

زر به تبریزیان بآجر و سنگ

بدهیم از برای این بنیاد

بود مسکین به شغل کوه کنی

که از موران کوه و دشت زیاد

لشگر پادشاه توقتمش

آمد و هاتف این ندا در داد

لعل شیرین بکام خسرو شد

کوه بیهوده میکند فرهاد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۹مرا یار از شکارستان مشگین
  2. شمارهٔ ۴۰وقت است که استان زمان زرگر منی
  3. شمارهٔ ۴۱آواز حزین سوزنی را
  4. شمارهٔ ۴۲دو کمالند در جهان مشهور
  5. شمارهٔ ۴۳دوش مهمان لب جانان شدم
  6. شمارهٔ ۴۴ز شعر خویش جز وی و کلاهی
  7. شمارهٔ ۴۵ز ضعف و صحت تن یار صرف خواندن از من
  8. شمارهٔ ۴۶قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوب
همه‌ی مقطعات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.