پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

مقطعات

شمارهٔ ۴۳

دوش مهمان لب جانان شدم

عذر گفت و منتم بر جان نهاد

کامشبم چیزی چنان در خورد نیست

تا توان پیش چنین مهمان نهاد

گفتم آن نقل دهان بس نیست گفت

هیچ پیش مهمان نتوان نهاد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۵ز ضعف و صحت تن یار صرف خواندن از من
  2. شمارهٔ ۴۶قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوب
  3. شمارهٔ ۴۷طبع من هر چه بسازد بسر خوان سخن
  4. شمارهٔ ۴۸طبع تو کمال کیمیایی است
  5. شمارهٔ ۴۹باغی است پر از گل معانی
  6. شمارهٔ ۵۰صوفیی علم لغت میکرد بحث
  7. شمارهٔ ۵۱کردم از سید راگوی سوالی که ترا
  8. شمارهٔ ۵۲کیسه مکن پر زر و سیم ای پسر
همه‌ی مقطعات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.