پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۹۴ - رفتن فرهنگ دیوزاده به ختا و چگونگی (کار) سام با نهنکال دیو

سر بادبان چون شد اندر هوا

روان گشت زورق به راه ختا

درین گفتگوها شب اندر رسید

دو لشکر در آن جایگه آرمید

ز کشتی همه لنگر انداختند

ز هر در حکایت همی خواستند

نهادند اصل سخن را بر آن

که در شب گریزند کندآوران

بگفتند تدبیر این است و بس

اگر کس نیاید شما را زپس

بگفتند اندر دل شب رویم

که دیویم ما سر به سر شب رویم

چو یک پاس از تیره شب درگذشت

شب آهنگ بر چرخ گردان بگشت

از آن لشکر دیو ببد ده‌هزار

نکردند اندر دل شب قرار

چو پنجاه کشتی بد از آمدن

کجا ده بماندند از آن انجمن

براندند کشتی چو باد بهار

ازیشان همه بیخبر نامدار

چو از شرفه بام نیلی حصار

پدید آمد ان خشت زرین‌نگار

چو قلوش چو قلواد دو پهلوان

رسیدند آن دم بر پهلوان

که از لشکر دیو یک تن نماند

که نکبت بر ایشان فلک برنشاند

هزیمت گرفتند دیوان نر

کسی نیست ز ایشان درین بحر و بر

چو بشنید سام نریمان‌نژاد

روان سجده شکر کردش چو باد

ستایش بسی کرد بر کردگار

که ای آفریننده مور و مار

بجز تو کسی‌ام خداوند نیست

کسی کین نداند خردمند نیست

مرا ده توانائی و فرهی

که هستی خداوند، من چون رهی

سر از سجده شکر برداشت باز

بزد نعره آن گرد گردنفراز

که ای پهلوانان جنگ آوران

بدانید یکسر ز پیر و جوان

همین دم نهنکال در می‌رسد

ابا گرز و گوپال و دیوان ز ره

ببینیم تا گردش روزگار

چه آرد به ما بر ازین تیره‌کار

دل اندر خداوند بندید و بس

که جز او نداریم فریادرس

بگفت و توکل به دادار کرد

برآورد از دل همی آه سرد

که آیا پری‌دخت ماهم کجاست

ندانم درین بحر راهم کجاست

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۹۶ - تیر زدن قلواد بر نهنکال دیوبرآورد یک تیر گرشاسپی
  2. بخش ۹۷ - مناجات کردن سام نریمانچو سام نریمان چنان حال دید
  3. بخش ۹۸ - نعره زدن سام و سخن گفتن با قلوشیکی نعره زد سام اندر یلی
  4. بخش ۹۹ - آمدن زشت نام دیو و گرفتن قلوش رادرآمد یکی دیو نر زشت نام
  5. بخش ۱۰۰ - نعره زدن سام نریمان بر دیوانیکی نعره زد سام گرد آن زمان
  6. بخش ۱۰۱ - کشتن دیو را بر آببگفت و همان دم به جا برنشست
  7. بخش ۱۰۲ - سخن گفتن سام نریمان با نهنکال دیو ناپاکبگفتش که این زخم‌ها مردنی
  8. بخش ۱۰۳ - فرستادن سام گردی به نزد فغفور شاه چینفرستاد یک گرد اندر زمان
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.