پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۱۰۱ - کشتن دیو را بر آب

بگفت و همان دم به جا برنشست

که در آب او را کند زود پست

به گردن زدش سام یل خنجری

که آزاد برجست در داوری

بگفتا برون رفت باید همی

و یا غرق خون رفت باید همی

بگفت ار کنی پاره پاره مرا

نجنبم از این آب ای سرورا

همی سام سوگند خورد آن زمان

به ارواج گرشسب روشن روان

به اترط به جمشید فرخنده پی

به تاج و به تخت منوچهر کی

که گر برنگردی بگردانمت

همه کتف و شانه بدرانمت

نمی‌رفت آن دیو از خیرگی

زدش سام یل خنجر از زیرکی

نشست اندر اندام او یک وجب

بلرزید بر خویش دیو از غضب

بگفتا که ساما مزن خنجرم

که با خود دمی مصلحت بنگرم

روان کرد آن خنجرش در غلاف

ولی شاخ او داشت از روی لاف

بگفتا اگر من معلق زنم

ترا اندرین بحر آب افکنم

شود طعمه ماهیان پیکرت

برند هر یکی پاره‌ای از برت

که داری که آرد درین جا مدد

جوابم بگو ای یل پر خرد

بگفت ای نهنکال شاخ ترا

رها کی کنم اندرین ماجرا

تو خواهی بخواب و تو خواهی نشین

تو دانی و این دشن? سهمگین

برآورد خنجر دگر از نیام

که تا بردراند تن دیو خام

نهنکال در دم فغان کرد باز

که ای پهلوان سام گردن‌فراز

کنم رحم بر تو جوانی هنوز

نداری تو رحم ای یل کین‌فروز

بگفت و بخوابید دیو لعین

در آن توی دریای ماچین و چین

یکی غوطه‌ خورد آن زمان سام شیر

برآورد خنجر سبک آن دلیر

بزد بر سر دیوک تیره کار

که آزاد برجست آن خیره کار

باستاد از ترس خنجر به پا

بگفتا که ای سام کشتی مرا

بسی زخم بر من زدی در نبرد

درآوردی این لشکرم را به گرد

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۱۰۳ - فرستادن سام گردی به نزد فغفور شاه چینفرستاد یک گرد اندر زمان
  2. بخش ۱۰۴ - در چگونگی فرهنگ دیو با تمرتاشسراینده نامه دلگشای
  3. بخش ۱۰۵ - خواب دیدن تمرتاش سام را و ترک بت‌پرستی نمودننهفته رخ خود به زیر نقاب
  4. بخش ۱۰۶ - جنگ کرن سام با فغفور چینچنین داد دهقان شیرین کلام
  5. بخش ۱۰۷ - گفتگوی فغفور چین و پاسخ دادن سام نریمانشه چین چو آن سرکشان را بدید
  6. بخش ۱۰۸ - جنگ تکش خان با سام نریمانتکش خان جنگی شه تاشکن
  7. بخش ۱۰۹ - یاری نمودن تکش خان بر سام و جنگیدن بر فغفور چینشه چین چو از گفتش آگاه شد
  8. بخش ۱۱۰ - رفتن به‌روند و گرفتن فغفور از اردو و آوردنتمرتاش خواندی ورا به‌روند
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.