پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۱۲۶ - دیدن پری‌دخت، ابرها و ترسیدن و زاری کردن و سخن گفتن ابرها با او و بند کردن رضوان را

به صورت چو آدم به تن نره دیو

که از بیم او دیو بد در غریو

به پیکر به مانند? ژنده پیل

همه پیکرش تیره مانند نیل

دو دندان پیشش بسان گراز

ازو سنگ و سندان بد اندر گداز

پری‌دخت چو دید بر اهریمن

شگفتی فرو ماند و لرزان بدن

ز کردار گردون پر مکر و ریو

ز بخت بد و پیکر نره دیو

بنالید بر داور داوران

که ای پاک دادار نام‌آوران

چو کردم به گیتی ز هر نیک و بد

که چندین ستم بر تن من رسد

گهی زنده در گور تاریک چاه

گهی تن به دست بلای سیاه

گهی دل گرفتار هجران شده

گهی جان پر از درد و درمان شده

ندانم چرا تلخ کامم به دهر

ز شیرینی بخت کامم چو زهر

مرا کاش مادر به گیتی نزاد

وگر زاد دردم به بادی بداد

همی گفت و بارید خونین سرشک

در آن درد پیدا نبودی پزشک

که ناگه بدو گفت دیو ای صنم

چه داری دل و جان خود را به غم

چه دانی به گیتی که من کیستم

درین آمدن از پی چیستم

منم شاه دیوان روی زمین

منم صاحب تاج و تخت و نگین

هزاران هزارم بود لشکری

چو از دیو و جادو و جن و پری

شده در جهان نام من ابرها

ز چنگال من کس نیابد رها

بگردم جهان را بگیرم همه

شبانم من و نره دیوان رمه

هر آن چیز خواهی بیارم برت

ز یاقوت افسر نهم بر سرت

یکی شهر دارم زرنداب نام

در آنجا مرا تخت و آرام و کام

ولیکن نشستم به کوه فناست

ز سقلاب تا مرز مغرب مراست

بگفت و به رضوان همی بنگرید

بپیچید از آن خشم و دم درکشید

بدو گفت از من گریزان شدی

به کامم همه زهر ریزان شدی

تو را باز چون آوریدم به چنگ

گرفتار گشتی به کام نهنگ

بگفت و به گیسوش بربست سخت

درآویخت او را به شاخ درخت

پری‌دخت چون کار از آن گونه دید

بلرزید بر خویشتن همچو بید

بنالید بر داور دادخواه

که ای پاک یزدان کیهان خدا

من و ابرها از کجا تا کجا

تنم را ازین اژدها ده رها

که از فرقت یار و از مرگ خویش

بسی گشته‌ام در جهان سینه ریش

ندارم دگر طاقت بار غم

که فریاد ازین روزگار ستم

رسیدند دیوان گروه‌ها گروه

گه کیتی شد از پای ایشان ستوه

نشستند و بزم می‌آراستند

به روی پری‌دخت می‌خواستند

چنین گفت گوینده داستان

ز کردار سام یل سیستان

که آمد سوی چشمه لاجورد

چکان جزع بر روی یاقوت زرد

سراسیمه هر سو چو دیوانگان

شده دور از خوی فرزانگان

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۱۲۸ - رها شدن نهنکال دیو از بند و چگونگی آنبتندید آن دیو تیره روان
  2. بخش ۱۲۹ - رفتن قمرتاش و قلواد به طلب سام نریماندگر ره قمرتاش و قلواد شیر
  3. بخش ۱۳۰ - دیدن قلواد و قمرتاش، ساربان را و احوال سام پرسیدنبدو گفت کای مرد صحرانشین
  4. بخش ۱۳۱ - رسیدن سام و قلواد و قمرتاش و جنگ کردن با دیوانه شاه‌پوربه یاد پری‌دخت فرخنده سام
  5. بخش ۱۳۲ - کشتی گرفتن سام با دیوانه شاه‌پور و چگونگی آنبه شاپور گفت آن زمان پهلوان
  6. بخش ۱۳۳ - کشتی گرفتن سام با شاپوربه پیش منوچهر بندی کمر
  7. بخش ۱۳۴ - رفتن سام به سمت سقلاب رومبه یک دست کوه و به یک دست آب
  8. بخش ۱۳۵ - مکر نمودن فرخار بر دیوانه شاپورز دانش به جا نیست نه عقل و را
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.