پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۶۲

سعد و نحس شب سپید و سیاه

خاتم مُقتَفی نمی‌شاید

قرصهٔ مه کلیچهٔ سیم است

عقربش صِیرَفی نمی‌شاید

چون ولیعهد یوسف است امروز

خلق جز یوسفی نمی‌شاید

این رفیع پدر خر زن مزد

از پی مَشرَفی نمی‌شاید

در چنین تنگنای دار الضرب

زیر چنگی دفی نمی‌شاید

قاضی اسراف می‌کند در جور

این همه مُسرَفی نمی‌شاید

زی نبی رفت و برد نور نبی

نور دین مُنطَفی نمی‌شاید

هست بغداد گرد کوه و در او

قاضیی فلسفی نمی‌شاید

بگذر از فلسفی که از پی خرج

شاید از فلس فی نمی‌شاید

این سمرقند نیست بغداد است

نقد او غِدرَفی نمی‌شاید

تا طرازد طراز سکهٔ ملک

خامه‌زن جز صفی نمی‌شاید

بهر آوردن عروس سبا

رای جز آصفی نمی‌شاید

هم صفی به که با سپاه کرم

بخل را هم‌صفی نمی‌شاید

جملةالامر با خواص عمل

نام نامُنصَفی نمی‌شاید

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.