پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

ملحقات

شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا

زهی یار من نیست همتاش و الله

گرش دوست دارم بود جاش والله

ز صد ملک به سوز و سوداش حقا

ز صد صلح به خشم و صفراش والله

برای تری لفظ و الفاظ خوبش

توان گشت خاک کف پاش والله

تمنای وصلش همی کرد جانم

خطا بود جمله تمناش والله

دلم قفل محنت بروبر گشادی

دریغا اگر چرخ یاری ندادی

چه در دست کز چرخ در دل ندارم؟

چه کارست کز دهر مشکل ندارم؟

کرا باز گویم که در جمله عالم

نشان یکی شخص همدل ندارم؟

گه غمکشی هیچ همدم ندارم

گه مشورت هیچ عاقل ندارم

برون ننهم از خانه یک روز پایم

که تا زانو از پای در گل ندارم

دلا خیز تا رخت بر گاو بندم

که من برگ این جای و منزل ندارم

دو صد زخم خوردم که آهی نکردم

چه افتاد یا رب، گناهی نکردم

دمی از دل من جهانی بسوزد

تفی از دمم خان و مانی بسوزد

نیارم نبشتن یکی قصه از غم

زخواندنش ترسم زفانی بسوزد

شبی گر زسینه ره آه بدهم

نه استارگان کاسمانی بسوزد

چه دارم بدل در من اندیشۀ او

که هرشب بهرزه روانی بسوزد

بشاید اگر من بدین سینه اندر

ندارم دلی را که جانی بسوزد

گرفتم که دل عهد بشکست ، آری

فلک با دل من چه کین داشت باری؟

دل غمکش غصه خور داشتم من

کش از جان خود دوستر داشتم من

یکی شاخ امید بود آن دل من

که از اشک پیوسته تر داشتم من

همی تا که دانستم از وی نشانی

جهانی پر از شور و شر داشتم من

بسی جستم و چون نشانی نبد زو

دل از دل بیکباره برداشتم من

بایزد گر از وی خبر دیده ام من

خدا داند که از وی خبر داشتم من

مگر خود نبودست اندر تنم دل

وگرنه کجا شد اگر داشتم من ؟

پیامی که کرد او به منه از دل من ؟

سلامی که او بمن از دل من؟

ادامه‌ی ملحقات

  1. شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاًای زمین تو آسمان زحل
  2. شمارهٔ ۱۳ - و قال فی الشکایةیا رب تو آگهی که درین اندر سال عمر
  3. شمارهٔ ۱۴ - وقالمفتی دین مروت ای که فلک را
  4. شمارهٔ ۱۵ - وقال یصنف فصد الممدوحای بزرگی که همت تو شکست
  5. شمارهٔ ۱۶ - و قال فی التهدیدزمن کدام کریم حلال زاده بود
  6. شمارهٔ ۱۷ - و قالهیچ صحبت مباد با عامت
  7. شمارهٔ ۱۸ - و قالزهی سپهر محلی که دون رتبت توست
  8. شمارهٔ ۱۹ - و قال ایضاًآیا ستوده خصالی که بر سپاه نیاز
همه‌ی ملحقات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.