پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

ترسم آن نوش ز لب کم سخنی

در زبانها فتد به بی دهنی

زاهد ار بیند آن دو لعل چو می

ساتکینی کشد برو سه منی

رنگ و بوی از رخ و خطش گیرد

دیبۀ چین و نافه ختنی

ای که از چهره ماه بر فلکی

وی که از قدّ سرو در چمنی

با چنین چشم و روی و لب که تراست

با گل و نرگس و سمن بزنی

از رخ و غمزه خنجر و سپری

آفتابی تو یا گل و سمنی

چون خرامی بگاه آمد شد

فتنۀ صد هزار مرد و زنی

بی میانی، چرا کمر بندی

تا مرا در غلط همی فکنی

پشت مشک و بنفشه بشکتی

آخر این زلف برکه می شکنی؟

گرچه در زلف تست جای دلم

در میان دل غمین منی

تا بدانی که از لطافت و حسن

هم تو در بند زلف خویشتنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶خه، شاد و کش آمدی کجایی؟
  2. شمارهٔ ۱۵۷تا کی‌ام انتظار فرمایی؟
  3. شمارهٔ ۱۵۸چنان خوب رویی بدان دلربایی
  4. شمارهٔ ۱۵۹آخر چه شد که راه جفا برگرفته‌ای
  5. شمارهٔ ۱۶۰بازم لباس صبر به صد پاره کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.