پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

خه، شاد و کش آمدی کجایی؟

شرمت بادا ز بی وفایی

کو آن عهد و استواری ؟

کو آن همه مهر و آشنایی؟

خود هیچ ز حال ما نپرسی

یک لحظه بنزد ما نیایی

جان و سر تو که هم سر آید

آن محتشمیّ و این گدایی

ما را چو فقاع بسته کردی

تا کوزه ز دیگران گشایی

گفتی که ز من جفا نبینی

هر چند که بیشم آزمایی

تقصیر نمی کنی زه تو

تو خود نه ز مردم جفایی

ای غم ز تو من چه عذر خواهم؟

پیوسته تو در صداع مایی

وی وصل ترا چه بود باری

کز دور رخم نمی نمایی

ای دل تو عظیم تیره رویی

وی عقل تو سخت تیره رایی

ای اشک تو باری از میانه

بر خود زده یی دو روشنایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸چنان خوب رویی بدان دلربایی
  2. شمارهٔ ۱۵۹آخر چه شد که راه جفا برگرفته‌ای
  3. شمارهٔ ۱۶۰بازم لباس صبر به صد پاره کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.