پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

مثنویات

شمارهٔ ۶ - برای نقش کردن بر حاشیه جلد کتابی که صدف کاری شده بوده است

چو دست قضا نقش این جلد بست

پر و بال طاووس در هم شکست

کتابش چو گوهر بود از شرف

مناسب فتادست جلد از صدف

کند خرده کاریش را چون نگاه

گذارد فلک عینک از مهر و ماه

چو خود را سزاوار این جلد دید

صدف دامن از دست گوهر کشید

تراوش ز بس می کند آب از او

گلش را نشسته است شبنم برو

برای تماشای این نوبهار

نگه باز گردانم از روی یار

کتابی کزو گشت زینت پذیر

میان دو گلشن شود جایگیر

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۸ - برای نقش کردن بر دور سپر پادشاهیپیش رخ شه نه سپر شد حجاب
  2. شمارهٔ ۹ - در شکستن دست خود گفتهکیم من داغداری از زمانه
  3. شمارهٔ ۱۰ - در تعریف اسب و توصیف بیماری اومرا تا افکند هر روز جائی
  4. شمارهٔ ۱۱ - کتابه عمارت شاهنواز خان (از امرای شاه جهان)زهی قصری که گردونت دهد باج
  5. شمارهٔ ۱۲ - در وصف قصر پادشاهیزهی دولتسرای آتش افروز
  6. شمارهٔ ۱۳ - ایضا لهندارد شش جهت چون این مثمن
  7. شمارهٔ ۱۴ - وله ایضانشیمن که دید اینچنین دلپذیر
  8. شمارهٔ ۱۵ - وله ایضاکلید سخن را چو پیدا کنم
همه‌ی مثنویات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.