پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

مثنویات

شمارهٔ ۱۵ - وله ایضا

کلید سخن را چو پیدا کنم

در وصف دولتسرا وا کنم

زبانی ز همت بلندان بوام

بگیرم که گویم ز قدرش کلام

سر رفعت و پای بنیاد او

که عرش آشنا شد بامداد او

سراپا چو طوبی است راحت فزا

چو زلف سیه سایه اش دلربا

سرافکند در پیش جاهش حباب

که با آن نماندست آن آب و تاب

زمانه بسی گرچه آرایدش

ولی مقدم شاه می باشدش

شه معدلتخواه، شاه جهان

ملاذ سلاطین، شاه جهان

که بر درگهش صبحدم سرگماشت؟

که شب تاج خورشید بر سر نداشت

پی را تب شمع کمتر غلام

مقرر کند حاصل ملک شام

تواند دو صد صف شکستن برزم

که یکدل نیارد شکستن ببزم

درش راز شاه و گدا نیست ننگ

که در پیش دریاچه خس چه نهنگ

زمانش بهاریست پر رنگ و بو

درم چون شکوفه است ریزان ازو

بود یارب از فضل پروردگار

حیات خضر سبزه ای زین بهار

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۱۷ - کتابه دولتخانه صفاپورزهی دلکش بنای چرخ پایه
  2. شمارهٔ ۱۸ - کتابه عمارت باغ فیض بخشزهی دلربا قصر آراسته
  3. شمارهٔ ۱۹ - کتابه حمام پادشاهیزهی از تو روی طراوت سفید
  4. شمارهٔ ۲۰ - کتابه عمارت لاهورزهی دلگشا قصر خاطرپسند
  5. شمارهٔ ۲۱ - کتابه دولتخانه پادشاهیزهی دلنشین قصر خاطر فریب
  6. شمارهٔ ۲۲ - تعریف بارندگی و گل و لای دامن کوه کشمیردر دامن کوه عیش احباب
  7. شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشستکسی را بخت چون بردارد از خاک
همه‌ی مثنویات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.